دکتر غلامی :
–ارتقاء فعالیت های پژوهشی گروههای معارف و تحول در متون درسی آنها از وظایف مهم مراکز یازده گانه است .
–تازه بودن موضوع و نداشتن سابقه کافی و عدم همراهی کامل مدیران از دلایل عدم پیشرفت مراکز است .
به نام خدا
خدمت به خلق هدیه ای است که نصیب هر کسی نمی شود. شاید کوتاهترین و پر مغزترین جمله در این زمینه کلام شیخ اجل سعدی شیراز است که : «عبادت بجز خدمت خلق نیست». در این مدت کوتاه حضور بنده در مرکز مطالعات بین رشته ای معارف اسلامی و سلامت،آنچه بیش از همه مشهود بود تکاپو ، تلاش و پیگیری مستمر برای به سرانجام رساندن امور و برغم مشغله های فراوان در دسترس بودن و پاسخگو بودن از ویژگی های بارزحجت الاسلام والمسلمین دکتر غلامی مدیر محترم گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی شیراز است؛ چیزی که متاسفانه بشدت در بین مدیران ما کم رنگ شده است. اکنون فرصتی دست داد تا به بهانه آغاز به کار سایت مرکز پژوهش های بین رشته ای معارف اسلامی و سلامت منطقه5 ، مصاحبه ای با مدیر این مرکز انجام دهیم که در ادامه می خوانید.
– آقای دکتر در ابتدا ضمن سلام و تشکر از وقتی که به ما دادید برای شناخت بهتر مرکز مطالعات، کمی از اهداف غایی و عملی مرکز بفرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم همانطور که می دانید مرکز منطقه ی پنج از جمله 11 منطقه ی مراکز مطالعات بین رشته ای است که اولین و اساسی ترین هدف ذاتی آن ها ارتقاء فعالیت های پژوهشی گروه های معارف منطقه ی پنج کشور و در نتیجه به میدان آوردن اعضای محترم گروه های معارفی منطقه در تولید علم در سطح جهانی و ارتقاءِ کارکرد پژوهشی دانشگاه های مربوط است؛ منتهی به دلیل ظرفیّت های خاص و در عین حال محدودی که گروه های معارفی دارد، عنوان فعالیّت های بین رشته ای سلامت و معارف پیشنهاد شده که به نظر می رسد گروه های معارف از ظرفیّت های مناسبی برای پرداخت به این حوزه از مسائل تولید علم برخوردارند. در دور اخیر هم، آن چنان که از صحبت متولیان (معاونت امور اساتید) استفاده می شود و توافقی که با معاونت محترم پژوهشی وزارت بهداشت داشته اند، احتمالاً موضوع تحوّل در متون درسی معارف اسلامی را هم به عنوان یکی از وظایف دیگر مراکز یازده گانه پیشنهاد کرده اند که آن هم یک امر ضروری و لازم است که خوب است انجام بگیرد و قطعاً امروز گروه معارف کشور به تجدید نظر و تحوّل در متون درسی خودش نیاز شدید دارد.
– بنابراین اهدف عملی را گوناگون می دانید که تغییر متون معارف اسلامی در رأس آن قرار دارد؟
البته خودِ کار تولید علم هم یک کار عملی است یعنی در واقع پرداخت مسأله محور به مباحث مشترک یا مطالعات بین رشته ای سلامت و معارف که همانگونه که در آیین نامه ی آن مرکز هم آمده داشتن مجلّة علمی و تولید پنج مقاله در طول سال جزو وظایف و مأموریّتی است که برای این مراکز یازده گانه پیش بینی شده است.
–خوب سال 94 بود که این آیین نامه تصویب شد؟
بله در کشور مطرح بوده است.
– از طرح اولیه یعنی از ابتدا تا الآن حدود سه سال می گذرد
بله
– شما چقدر این مرکز را موفق می دانید؟ چقدر به اهدافش رسیده؟ آیا هدف خاصّی که بتوانید بیان کنید در کارکرد مراکز محقق شده است؟
البته برای شکل گیری مراکز تحقیقاتی متعارف در دانشگاه صرف حدود دو سه سال خیلی طبیعی است ؛ امّا به این دلیل که این مراکز یازده گانه مشکلات ساختاری باقی مراکز تحقیقاتی دانشگاه را نداشته اند و یک توافق نامه ای بوده که از تهران بین نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها و معاونت امور اساتید با معاونت پژوهشی وزارت بهداشت و درمان انجام گرفته؛ انتظار می رفت که شتاب کار بیشتر از آن چه که اتّفاق افتاده واقع می شد؛ اما عدم سابقه ی کافی فعالیّت های پژوهشی آن هم در یک گام فاخری که انتظار دارد مقالاتی در حد ISI مثلاً چاپ بشود و سطوح جهانی را درنوردد، مقدّمه کافی و الزامات کافی ابتدایی را نداشتیم؛ بنابراین کار یک قدری کند بوده است. مجموعه ای از عوامل مثل تغییر معاونت امور اساتید و تاحدی فقدان همراهی جامع و کامل از ناحیه ی مدیریّت های دانشگاهی و تازه بودن موضوع و نداشتن سابقه ی کافی فعالیّت های بین رشته ای در کندی می تواند اثر داشته باشد. به نظر می رسد عنوان، یک عنوان ساده ای است منتهی در عرصه ی عمل با توجه به تفاوت مبانی که دوستان علوم انسانی با دوستان علوم پزشکی و بحث های سلامت دارند یک کار پر زحمت و سخت است ؛ یعنی اگر در این یکی دو سه سال مراکز آن مقداری موفّق شده باشند که به عنوان طرح مسأله برای فعالیّت های مشترک با اساتید محترم گروه های پزشکی و پیراپزشکی به بعضی توافق ها رسیده باشند که در دانشگاه ما هم در واقع یک جلوه هایی از این ابراز آمادگی و مشارکت تا این جا حاصل شده است، یک قدم هایی رو به پیش است؛ امّا خود کارکرد مراکز با یک حالت کندی و در واقع عدم سرعت و شتاب همراه است که این بستگی دارد به هرحال به میزان همّت مدیران این مراکز و وابسته است به نوع پشتیبانی و حمایتی که دانشگاه ها به طور قاطع و جدی از این مراکز در کشور دارند؛ معمولاً دانشگاه هایی که حمایت و همکاریشان قوی تر بوده قاعدتاً مراکزشان فعال تر عمل کرده اند و دانشگاه هایی که با بعضی از آسیب ها در بحث حمایت و همکاری مواجه بودند قدری کار آرام تر و کندتر پیش رفته است.
– خب آنچه مشخص است این مرکز در واقع دو قسمت را در بر می گیرد یکی سلامت و یکی معارف. به نظر می رسد هر چه گروه های معارف جلسه تشکیل دهند بدون حضور طرف مقابل هیچ گونه تأثیر خاصی در پیشبرد امور ندارد؛ شما به عنوان رئیس گروه معارف استقبال و تعهد بخش سلامت را چگونه دیدید؟ رویکرد و اقبال آن ها نسبت به این مسأله چه بود؟
ببینید اصل قصّه آن چنان که در خود آیین نامه هم پیش بینی شده اصلاً خود شورای پژوهشی مرکز مطالعات بین رشته ای معارف و سلامت باید و الزام دارد که دو عضو پزشک با تخصص و تجربیّات مطالعات عرصه ی پزشکی و پیراپزشکی و دو یا سه عضو از گرایش های معارفی و علوم انسانی داشته باشد. این ها باید در ترکیب و شکل گیری شورای پژوهشی ذی سهم باشند؛ این اتّفاق در دانشگاه ما در نقطه ی آغاز افتاده؛ امّا در ادامه ی راه دچار بعضی از اشکالات شده که ما در تدارک این هستیم آن دو سه نفر از اعضای غیر معارفی و پزشکی را هم در اولین فرصت از مسیر قانونی از طریق ریاست دانشگاه برای عضو یت شورای پژوهشی حکم بگیریم و عزیزانی مثل دکتر چمن، دکتر تابعی، دکتر کشفی و عزیزان دیگری هم در واقع در این بازة زمانی یک ساله فعالیّت و همکاری های محدودی داشتند منتهی به نظر می رسد که ما در این باب بایستی یک مقداری کار را شتاب دهیم و با حضور عزیزانی از گروه پزشکی با انگیزه ی بیشتر، با فراغت بال بیشتر و با اعتقاد جدّی تر به بحث، کار شورای پژوهشی را در اولین فرصت یک سامان دهی کنیم که بتوانیم ان شاء الله در فاصله ی زمانی آینده که نباید زمان زیادی هم باشد جلسات مرتّب شورای پژوهشی مرکز برگزار بشود و به مصوّبات و اظهار نظرهای اصلی برسیم؛ چون مأموریّت شورای پژوهشی بررسی طرح ها و پروپوزال ها و در واقع طرح های تحقیقاتی است که در حوزه ی مطالعات بین رشته ای سلامت و معارف شکل می گیرد و تصویب این ها و ارجاعش به هیأت امنا برای تصویب نهایی و جذب بودجه و برای اقدام عملی در مسیر تولید علم و پیگیری محتویات پژوهش و تحقیقات است.
– یکی از ارکان اصلی و پیشنهاد دهنده ی این مراکز نهاد مقام معظم رهبری است. درست است؟
همین طور است؛ ابتدا پیشنهاد از جانب نهاد مرکزی در تهران بوده بعد آمده در دانشگاه در هیأت امنا هم یکی از ارکان و اعضای جدّی هیأت امنا مسئول نهاد رهبری دانشگاه است.
– نهاد رهبری چقدر توانسته کمک کننده باشد و چه نقشی در پیشبرد این اهداف داشته است؟
همانگونه که مطرح فرمودید نهاد هم عضو هیأت امنا است و هم جزء پیشنهاد دهنده ی اولین این مراکز بوده ما الحمدلله در دانشگاه علوم پزشکی شیراز با حضور برادر عزیز و ارجمندم جناب حجت الاسلام و المسلمین مقامی با یک شخصیّتی که واقعاً به کارهای علمی و پژوهشی اعتقاد دارند در همین مقدار محدود و از زمان تأسیس شاهد حمایت ها و پشتیبانی ها و ارائه ی راه کارهایی در مسیر توفیق این مرکز بوده ایم؛ امّا در حمایت و پشتیبانی فکری این مرکز بیش از این انتظار می رود؛ یعنی توقع می رود که نهاد رهبری در دانشگاه حرکت رو به رشد این مرکز را به عنوان یک موضوع متنی کار خودش ببیند نه به عنوان یک مسأله ی در فرع یا در حاشیه که ان شاء الله با پیگیری هایی که از طریق مسئول مرکز دنبال خواهد شد با پیشنهادات و راه کارهای عملی که اتّفاق می افتد امیدواریم این ضعف هم برطرف شود؛ یعنی این هم شاید ایراد خود مدیریّت مرکز باشد که نتوانسته مسئول نهاد را نسبت به اهمیّت بیشتر از اینِ موضوع کار تحقیقی مرکز توجیه و یا اقناع کند؛ قطعاً در صورتی که این کار شایسته از ناحیه ی مسئول مرکز دنبال شود و نهاد هم کارکرد رو به رشد فعالیّت مرکز را به عنوان مطلب متنی ببیند نه به عنوان یک کاری در کنار کارهای دیگر؛ بلکه به عنوان یک کار پراهمیّتی که می تواند حتّی فعالیّت های فرهنگی نهاد را هم تحت پوشش قرار دهد یعنی در واقع فعالیّت های علمی- پژوهشی که نیاز است برای یک فعالیّت فرهنگی از همین مجرای مرکز تحقیقات بین رشته ای سلامت و معارف تحصیل نماید، اتفاقات خوبی خواهد افتاد. بر اساس همین رویکرد بناست مجموعه ی فعالیّت های علمی و هم اندیشی های علمی نهاد در حوزه ی استادان را که به عنوان یک مأموریّت نگاه می کرده به نوعی با فعالیّت ها در نشست های علمی مرکز مطالعات ادغام و هماهنگی بشود که این یک فرصت خیلی خوب و ظرفیّت مناسبی است برای ارتقای فعالیّت مرکز و تقویّت ارتباط نهاد با این مرکز که روزهای آغازین فعالیّت خودش را پشت سر می گذارد.
– با توجه به مراکز تحقیقاتی دیگر در این زمینه مثل مرکز قرآن و حدیث و طب و دیگر مراکزی که سرفصل آن ها به این موضوع مربوط می شود فکر می کنید تشکیل این مرکز چقدر ضرورت داشته است؟
نکته ی حایز اهمیّت این است که ما در پاسخ به این سؤال ارزشمند دقّت کنیم رسالت مرکز مطالعات بین رشته ای سلامت و معارف با یک جایگاه منطقه ای در منطقه ی پنج عمل می کند به این معنا که در یک حرکت دراز مدت بناست در واقع فعالیّت های لازمه را در منطقه ی مورد نظر تولیت کند. ببینید در پزشکی شیراز که ما به آن به عنوان منطقه ی پنج کشوری بهداشت و درمان نگاه می کنیم، در یک نقطه ی قطبی دانشگاه پزشکی کشور، دانشگاه های پزشکی و پیراپزشکی استان کهکیلویه و بویر احمد، استان بوشهر، بندرعباس و شهرهای فسا و جهرم هم تحت پوشش هستند؛ بنابراین وجود یک مرکز مطالعات در دانشگاه پزشکی شیراز احیاناً در یک عنوان موازی برای آن فعالیّت کلان منطقه ای هیچ مانعی نیست به این معنا که ما می بایستی حلقه های تحقیقاتی خود را در دانشگاه های تحت پوشش هم فعال کنیم و در شهر شیراز و دانشگاه علوم پزشکی شیراز مجموعه ی فعالیّت های مربوط را در منطقه ی پنج کشوری مدیریّت و راهبری کنیم؛ در عین حال موافقم در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بعضاً ما با مراکزی مثل مرکز مطالعات فلسفه ی زیست و زندگی سالم و مراکز مطالعات و پژوهش های قرآن و طب یا طب و قرآن و سنّت مواجه هستیم، یک فعالیّتی را برادر عزیز و ارجمند جناب آقای دکتر لنکرانی تحت عنوان فعالیّت های بین رشته ای در منطقه ی پنج راهبری و دنبال می کنند که البتّه آن به نظر می رسد همپوشانی با مأموریّت مرکز مطالعات بین رشته ای سلامت و معارف ندارد چون آن ها احتمالاً به دنبال این بحث کلان هستند که در دانشگاه های علوم پزشکی کشور بعضی از عرصه های بین رشته ای و فعالیّت های خاص را مثلاً رابطه ی مباحث جامعه شناسی و بحث سلامت، یا مردم شناسی با بحث سلامت، بعضی از بحث های ویژة آموزشی در حوزه ی روان شناسی اسلامی و جایگاه آن در حوزه ی پزشکی و پیراپزشکی که در واقع ممکن است منتج به ایجاد بعضی رشته های جدید آموزشی شود که مأموریّت آموزشی بین رشته ای داشته باشند نه انحصاراً در یک بحث ویژه ی پزشکی یا پیراپزشکی بخواهند خلاصه شوند را ایجاد کنند. ما در خصوص این مرکزهای تقریباً با عنوان های موازی در دانشگاه پزشکی شیراز پیشنهاد ایجاد یک کارگروه مشترک، یک ستاد مشترکی از مراکز تحقیقاتی را داده ایم که در نگاه کلان هدف یا اهداف مشترکی را تعقیب می کنند؛ ایجاد یک شورایی که شامل سه یا چهار نفر از مسئولان این مراکز تحقیقاتی که تعدادشان احتمالاً سه تا چهار نفر هم بیشتر نمی شوند و شاید بتوان مثلاً فعالیّت های اخلاق پزشکی دانشگاه را هم در این مجموعه ادغام کرد. یک ستاد مشترکی که در عین حال که این مراکز فضا و دستور کارهای کوتاه مدّت و فعالیّت های علمی اختصاصی خودشان را دارند؛ در یک شورای مشترکی سیاست های کلان فعالیّت های پژوهشی که در هدف های مشترک این ها موجود است در طول سال یا نه در یک دوره ی پنج ساله، به صورت مشخص با بحث و گفتگو در تعیین اولویّت های این حوزه که می توانند با هم ارتباط دقیق و وثیق داشته باشند تدبیر شود. دانشگاه و معاونت محترم پژوهشی هم امکانات حمایتی و بودجه های مشخص را در آغاز هر سال تعیین کنند به طوری که این دو یا سه یا چهار مرکز بدانند که این امکانات حمایتی و پشتیبانی را دارند و به اقتضای شرایط بودجه ای و شرایط واقعیشان، برنامه هایشان را تدبیر کنند؛ مثلاً می گویند فلان مرکز ظرفیّت چهار تا پنج تا پروپوزال را در تأیید دارد، فلان مرکز ظرفیّت دو تا، بنا به آمادگی که دارد، فلان مرکز دارای این ظرفیت ها و توانایی ها است و این امکان حمایتی وجود دارد؛ اما به این صورت که هر مرکزی به طور مستقل جدا از مرکز دیگری در عین اعتقاد به این که هدف های مشترک فراوانی دارند فعالیّت های بخشی و جزیره ای را دنبال کنند ما هم اعتقاد داریم یک نوعی به فرسایش توانایی ها ختم خواهد شد و این تلاش ها چون تجمیع و هم افزا نمی شود شاید محصول و آثار و خروجی های ملموس و قابل اعتنایی هم نداشته باشد.
– با سپاس از پاسخ گسترده ی شما در این زمینه، برای این که از سؤال اصلی هم فاصله نگیریم برداشت و نتیجه ای که از مطالب شما شد این است که به نظر می رسد حیطه ی فعالیّت این مرکز می تواند خیلی وسیع تر و گسترده تر و عملی تر از مراکزی مثل طب و قرآن و سنّت باشد البته اگر انجام بگیرد در این مورد هم توضیحی بفرمایید.
من با این فرمایش موافقم به این دلیل که در دانشگاه های پزشکی کشور، اگر کاری در حوزه ی علوم انسانی قرار باشد تولیت و راهبری شود قطعاً عزیزان اعضای گروه معارف، به عنوان گروه متخصص بحث های علوم انسانی در دانشگاه های پزشکی کشور باید عهده دار شوند. ببینید ما بحثمون در یک دانشگاه علوم انسانی مثل دانشگاه علامه یا دانشگاه شهید بهشتی یا دانشگاه مشابه نیست؛ ما داریم از یک دانشگاهی صحبت می کنیم که علی القاعده اعضای محترم هیأت علمی دانشگاه، درس آموختگان در حوزه ی خاص پزشکی و پیراپزشکی هستند که واحد هایی در حوزه ی علوم انسانی پاس نکرده اند؛ بنابراین هر مرکزی که در دانشگاه های علوم پزشکی کشور با رویکرد فعالیّت های محض علوم انسانی دارند عمل می کنند باید نقطه ی اصلی خاستگاه راهبری مسائلشان در گروه های معارف دانشگاهشان شکل بگیرد. بر این اساس معتقدیم که اگر مرکز طب و قرآن و موارد مشابه با یک نوعی راهبری و هماهنگی با گروه های معارف دانشگاه علوم پزشکی در کل کشور هم شکل بگیرند قطعاً به صلاح است؛ امّا من این نظر را بر اساس یک نوعی خودخواهی یا یک تلقّی توأم با تعصب گفتگو نمی کنم. در عین حال اعتقاد دارم که گروه های معارف هم اگر بخواهند به اندک مقداری در حوزه ی علوم تجربی و علوم پزشکی ورود نمایند قطعاً باید در کنار خودشان متخصّصین این حوزه را داشته باشند یعنی نه گروه های معارف قادرند در یک عرصه ی علمی پژوهشی با استناد به داشته های خودشان در حوزه ی علوم پزشکی و پیراپزشکی حرف قابل طرحی را ارائه بکنند و نه بالعکس. به نظرم همان پیشنهاد قبلی را تأکید کنم که وقتی قرار است در یک دانشگاهی مراکز متعددی در حوزه ی مباحث معرفتی، علوم انسانی و علوم پزشکی عمل کنند حداقل آن کادر اصلی بایستی یک مجمعی از هر دو گروه را داشته باشند برای این که از امکانات و ظرفیّت ها استفاده ی اتم و احسن شود ضمن احترام به استقلال هر یک از این مراکز محترم در دانشگاه، یک ستاد مشترک، یک شورای سیاست گذاری مشترک قطعاً ضرورت دارد تا از امکانات استفاده ی کافی و وافی و در مسیر درست بشود. به هرحال دانشگاه ما، وقتی یک مروری می کنیم این قدر هم امکانات فراوانی ندارد که هر مجموعه ای به استقلال از آن امکانات بخواهند استفاده کنند این پیشنهاد شورای مشترک حتی می تواند یک مقداری از این فضاهای متفرق هم جلوگیری کند؛ دانشگاه بر اساس توافقی که می کند و این شورای محترم تصمیم می گیرند ممکن است یک فضایی مثلاً پنجاه، شصت متری، صد متری طراحی شود که این ها آرام آرام پس از ایجاد مراکز و فعالیّت هایشان به آرامی به سمت و سوی ایجاد پژوهشکده یا پژوهشگاه و فعالیّت های بعدی هم در یک حرکت دراز مدت پیش بروند.
– خوب به عنوان سؤال آخر، به هرحال این مرکز به یک جایی وصل است یعنی همه ی مراکز یازده گانه به یک جایی وصلند و آن مرکز خواستگاه تحولات مشترک است، چقدر از آن مرکز حمایتی صورت گرفته؟ چقدر نظارت شده؟ چقدر پیگیر عملکرد شما بوده اند؟ آیا انگیزه ای به شما داده شده؟ یا اصلاً شما را رها کرده و هیچ گونه بازخواستی شدید نشدید؟
– همان طور که در ابتدای عرایضم تأکید کردم این مراکز یازده گانه طبق آیین نامه و تفاهم نامه ی معاونت امور اساتید معارف، یعنی معاونت آموزش و پژوهش نهاد مرکز و معاونت پژوهشی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی شکل گرفته اند؛ بنابراین نقطه ی کانونی آن تفاهم نامه در تهران است بین نهاد و وزارت و پیگیری ها هم از آن مرکزیّت دنبال می شود و اقدامات ما هم تابع آن تفاهم است که آن بزرگواران با هم می کنند؛ ما یک اشکال نه چندان مهمّی در چند ماه گذشته تجربه کردیم که معاونت محترم امور اساتید و معاونت آموزشی و پژوهشی نهاد تغییر یافت؛ یعنی آقای دکتر رنجبران جایشان را دادند به حجت الاسلام جناب آقای سید قریشی، آقای سید قریشی از معاونت فرهنگی سیاسی نهاد می آمد به این پست، قطعاً یک دوره ی نیم سالی اقلاً احتیاج بود تا یک آشنایی کافی شکل بگیرد، اهمیِت موضوع کشف بشود و اوضاع به دست بیاید؛ در نشستی که در مشهد بود در شهریور ماه 96، ایشان یعنی جناب سید قریشی فرمودند که من با آقای رکوفیان و بعضی از دوستان دیگر همّت جدّی داریم بر توسعه و تقویّت مراکز مطالعات بین رشته ای معارف و سلامت با تأکید بر این که ما یکی از مأموریّت های جدید این مرکز ها را هم تولید محتوای جدید متون دروس معارف می دانیم و امیدواریم که ان شاء الله پیگیری هایی که انجام می گیرد تعامل و تعاطی کافی بین مرکزیّت و مناطق یازده گانه وجود داشته باشد؛ البتّه ما از همان اوّل در دانشگاه پزشکی شیراز، به عنوان منطقه ی پنج، اصرار داشتیم که یک نشست مشترکی را برگزار کنیم.
– اتفاقاً این که فرمودید سؤال بعدی بنده بود
بله با حضور همه ی حداقل شوراهای پژوهشی مراکز یازده گانه که ما امیدواریم یکی از برنامه هایی که بتونیم در شوراهای پژوهشی و مرکز خودمان به توافق برسیم برگزاری یک نشست مشترکی با حضور شورای پژوهشی کلیه ی مراکز یازده گانه ی کشور باشد.
– پس به نظر می رسد برنامه ی کوتاه مدت شما است؟
بله، با تهران هم یک مشورتهایی کردیم که اعلان آمادگی شده و البته زمان پیشنهادی ما در تابستان بود که به دلایلی عقب افتاده است ؛ اما به هر حال در تدارک آن هستیم. پیشنهاد ما این است که امکانی فراهم شود که این نشست های مراکز یازده گانه به صورت برنامه ای سالانه تکرار شود مثلاً در این دوره و این نشست، دانشگاه پزشکی شیراز میزبان یازده منطقه است، مثلاً تبریز در انتهای تابستان بعد میزبان یازده تا مرکز باشد، مثلاً در یک زمستانی بوشهر، که البتّه بوشهر می شود منطقه ی پنج، ولی یک جای دیگری که منطقه ی دیگری است چون یازده تا منطقه ی کشوری هست به مناسبت فصول سال و شرایط آب و هوایی که وجود دارد ولی اگر این کار را ما بتوانیم در اوّلین فرصت دنبال کنیم و ان شاء الله مسئولین نهاد دانشگاه پزشکی شیراز را هم به اقناع برسانیم در این نشست، به نظرم می شود یک نقطه و یک سنّت حسنه ای که به صورت گردشی نشست های مشترک و تعاطی افکار و هم اندیشی های مراکز شکل بگیرد و چقدر خوب که شیراز هم بتوند در این باب در واقع آغاز گر یک طرحِ تجمیع و هم افزایی و رونق کار این مراکز قرار بگیرد به نظرم این کار شدنی است و ببینیم خداوند چقدر توفیق به ما خواهد داد.
– با سپاس از شما، در پایان اگر سخنی یا توصیه ای برای مراکز یا حالا مرکز و گروه های خودی دارید بفرمایید
توصیه من این است که همان طور که در این جلسه ی اخیر مرکز هم بنده تأکید کردم در اولویّت کارما، ایجاد و تأسیس حلقه های شهرستانی است که حتماً باید پیگیر باشیم؛ برگزاری جلسات منظّم و مرتّب مرکز یک اولویّتی که حتماً وجود دارد، اطلاع رسانی از همین مسیر رسانه، مصاحبه ها، اظهار نظر ها برای آشنایی مخاطبین، دانشگاهیان محترم و در واقع یک نوع اطّلاع رسانی قطعاً جزء اولویّت های ماست که ان شاء الله با تمام قوت و قدرت دنبال خواهیم کرد، بازسازی یا در واقع تکمیل شورای پژوهشی و قطعی سازی اعضای شورای پژوهشی که از اولویّت های دیگری است که می تواند مفید باشه؛ همین الآن عزیزانی از پژوهشگران دانشگاهی و حوزوی وجود دارند که به ما توصیه کردند ما پروپوزال های آماده ای را برای بحث های میان رشته ای داریم و منتظریم که شما دعوت کنید بیاوریم پروپوزال را تحویل بدهیم. این ها وجود دارد که ان شاء الله در دستور کار باشد. یک نقطه ی امید قابل توجهی وجود دارد که از دوستان ما مسئول دبیرخانه ی انجمن های علمی حوزه ی علمیه ی قم هستند و خوشبختانه در حوزه ی سلامت و بحث های معارفی، این ها در کارگروه های تخصصیشان فعالیّت هایی را در قم در حال انجام هستند؛ این ها آمادگی دارند ما شخصیّت های علمیشان را دعوت کنیم جلسات هم اندیشی داشته باشیم و یک تلاشی هم شده که اگر ان شاء الله توفیق پیدا کنیم در همکاری با معاونت پژوهشی حوزه ی استان فارس به ایجاد انجمن های علمی حوزوی که در واقع یک حلقه ی اتّصالی بین حوزه و دانشگاه در فعالیّت ها باشد که امیدواریم و جزء آرزوهایمان هست که این حلقه های اتصال هم شکل بگیرد و ان شاء الله با همت و تلاش این مرکز آرام آرام به سمت و سوی پژوهشکده شدن برود. به دلیل ضرورت کار درازمدت و برقراری استمرار کار که البتّه آن ها جزء آرزوهاست؛ امیدوار هستیم که ان شاء الله در اطلاع رسانی ها، در معرفی و تثبیت جایگاه مرکز بتوانیم توفیق پیدا کنیم که به دنبال این شرایط تثبیتی، به کارهای کلان تر و جدّی تری هم دست پیدا بکنیم.
از شما هم سپاسگزاریم که مقدار زمانی که به عنوان کارشناس این مرکز وارد برنامه کاری شدید الحمدلله کارها با جدیّت دارد پیگیری می شود و امیدوار هستیم که هرچه سریع تر شاهد آثار و برکات این همت و تلاشی باشیم که شما دارید به خرج می دهید و ان شاء الله دغدغه هایی که دارید به ثمر بنشیند.
– بله باز هم سپاسگزارم از سعه صدر، حوصله و دقت نظر شما در پاسخ به سؤالات و امیدوارم خداوند توفیقات خود را در خدمت به علم و دانش به شما و همة ما ارزانی دارد.
ان شاء الله.
امینی- کارشناس مرکز







