باسمه تعالی
جلسه راس ساعت ۱۰صبح باحضور کلیه اعضای محترم دردفتر مسئول محترم نهاد رهبری ودرحضور ایشان برگزار گردید.
در ابتدای جلسه دکتر غلامی به دلیل حضور دکتر محقق زاده”دبیر هم اندیشی دانشگاه” گزارشی کوتاه از شکل گیری،عملکرد و اهداف مرکز ارائه ومجددابرمساله محور بودن نگاه کلی مرکز تاکیدنمودند.در ادامه کیفیت استفاده بهینه از ظرفیت نشست های هم اندیشی دانشگاه به نفع مرکز و معرفی آن مورد نقد وبررسی قرار گرفت.(شناسایی اولویت ها ومسایل مهم وبررسی آنها که از دغدغه های اصلی مرکز می باشد ، نقطه تلاقی مرکز پژوهش وهم اندیشی می باشد به طوری که میتوان از دل همین گفتگو وتبادل نظر به نتایج مبارکی دست یافت.)
در ادامه دکتر محقق زاده ۲ سوال را مطرح نمودند:۱-تفاوت اهداف، حیطه ها ونیروی انسانی این مرکز با سایر مراکزتحقیقاتی موازی ولزوم تشکیل آن؟؟
۲-نیاز اساتید چه نوع نشست هایی است؟آیا بیان موضوع ومشارکت درطرح می خواهند؟ودر مجموع خواسته مرکز از دفتر هم اندیشی چه مواردی است؟ حاج آقا دکتر مقامی درپاسخ سوالات دکتر محقق زاده جایگاه منطقه ای این مرکز وپشتیبانی فرا دانشگاهی از این مراکز ۱۱گانه ونیز تمرکز ویژه بر دغدغه های گروه معارف(به روز رسانی محتوای کتب ، ارتقاء سطح کیفی اساتید، ایجاد ارتباط بین گروه معارف وگروه های پزشکی جهت دستیازی به پژوهش های میان رشته ای) را از تفاوت های عمده این مرکز باسایر مراکز تحقیقاتی موازی دردانشگاه دانستند ضمن اینکه بیشتراعضای شورا از گروه معارف بوده ودرهیات امنا مرکز عالی ترین مسئولان دانشگاه حضور دارند. دکتر غلامی نیز در تکمیل صحبت های حاج آقا مقامی به پیشنهاد مرکز به ادغام مراکز موازی یا دست کم یک شورای سیاستگذاری واحد برای مراکز اشاره نمودند.
دکتر محقق زاده بعد از این توضیحات این مرکز رابهترین مکان جهت تمرکز بر گروه معارف ورفع معضلات آن دانستند. این مرکز می تواند حدود۸۵۰ استاد بالینی دانشگاه که غالبا افراد علاقمندی هستندولی از طرفی بسیار گرفتارند واز طرف دیگر با علوم انسانی اشنایی چندانی ندارند رابه خوبی درگیر ساخته واهداف خودرا برانها دیکته کند( به شرط اینکه با دستی پر اهداف مرکز را برآنها توجیه نموده وبه انها درزمینه فراهم نمودن موضوعات مناسب،نیروی انسانی حاذق وتامین منابع وزین ودرجه یک اطمینان داد.) درآن صورت می توان با گفتگووتبادل نظربه نتایج مطلوبی دست یافت. به طور مثال مسئله علم النفس که باعث روشن شدن مسئله اختیار میشود در مباحث پزشکی بسیار میتواند جای کار داشته باشد.
دکتر شکرپور در ادامه بر انتخاب افراد علاقه مند و دغدغه مند و تمرکز بر آن ها به جای عمومی کردن مباحث تاکید نمودند وگفتندتجربه های قبلی ثابت کرده است با این روش سریع تر می توان به نتیجه رسید؛ همچنین دکتر شکرپور با توجه به حضور دکتر محقق زاده مبحث آموزش را پیش کشیده و عدم اقبال دانشجویان به کلاس های معارف رااولویتی بسیار مهم و قابل پژوهش از جنبه های گوناگون(استاد، محتوای دروس و …) برشمردند.
در ادامه دکتر غلامی گفتند به عنوان کسی که سابقه تقریبا سی ساله فرهنگی در کار معارف و الهیات دارم معتقدم باید یک تحولات اساسی همه جانبه در ارائه دروس معارف دانشگاهی صورت گیرد چه محتوای دروس چه روش تدریس و چه بازنگری نیروی انسانی و در مجموع باید یک انقلاب اساسی صورت گیرد.
اما به هر حال درباره معرفی و ارتقاء مرکز باید قدم ها را در حیطه های گوناگون برداشت هم چهره به چهره هم به صورت اعلان عمومی تا در درازمدت با صبر و تلاش به نتایج مبارکی دست یافت.
دکتر محقق زاده همچنین در قسمتی دیگر اضافه کرد با توجه به ظرفیت های مرکز که بیشتر سمت و سوی معارفی دارد بهتر است گام اول را به بررسی آسیب های گروه معارف اختصاص داد و از گروه های پایه نیز در این زمینه کمک گرفت و به صورت مستمر کار کرد و رسالت این باشد که بعد از مثلا سه سال نیمی از این دروس مطابق نیاز به روز شده باشد. پاسخ به این سوالات مهم که تک تک دروس معارف به درد چه کسانی میخورد؟ کی باید ارائه شود؟ محتوا چگونه باشد؟ و چه کسی تدریس کند؟ باید اولین و اصلی ترین دغدغه این مرکز باشد( یعنی با جسارت تمام وارد شد به نتایج واقعی دست یافت و با شهامت تمام از متولیان تغییرات را خواستار شد.)
در ادامه مدیر محترم مرکز از دکتر محقق زاده به عنوان دبیر هم اندیشی دانشگاه خواستند برای رسیدن به اهداف این پروژه بستری را فراهم کنند تا حرف های اساتید پزشکی را در باره گروه معارف و محتوای دروس بشنویم که طبق پیشنهاد دکتر محقق زاده قرار شد در جلسات ماهانه رابطین هم اندیشی یک نماینده از مرکز را که تسلط کافی بر اهداف مرکز داشته و توانایی ارائه مطالب را در قالب پاورپوینت داشته باشد معرفی و درباره هم اندیشی گروه و نیازهای آن گفتگو کرده تا به اهداف مورد نظر دست یابیم.
در ادامه حاج آقا مقامی بر مشکل ارتباط با گروه های پزشکی تاکید و برای رسیدن به این تفاهم چهار گام را پیشنهاد کردند که میتوان درقالب یک پاورپوینت جهت معرفی به گروه ها استفاده کرد:
گام اول: *یکسان سازی ادبیات پژوهش بین رشته ای* ( که به نظر می رسد مقصود همان رسیدن به یک زبان مشترک در ارائه پژوهش بین رشته ای معارف و سلامت که حیطه ناشناخته ای است می باشد و یا به گفته دکتر محقق زاده همان تبدیل آمار کیفی به کمی.)
گام دوم: *یافتن مسائل و مشکلات* (بعد از یکسان سازی ادبیات پژوهش به دلیل جامع نگر بودن پژوهش های بین رشته ای، کشف مسائل و مشکلات بزرگ جامعه برای کار گروهی در رسیدن به نتایج از اهمیت ویژه برخوردار است.)
گام سوم: *شناخت و آماده سازی مشترکات پژوهشی* ( بعد از یافتن مسائل و مشکلات، یافتن اشتراکات شاخه های گوناگون معارف (انقلاب، اخلاق، تاریخ تمدن و …) با سایر علوم در در کشف افرادمتخصص می تواند موثر باشد.)
گام چهارم: *روان سازی عملیات پژوهشی* (بعد از آماده سازی نیروی انسانی متخصص و متناسب نوبت تقسیم کار در حیطه های گوناگون، کشف منابع و مآخذ مناسب و در مجموع هموار کردن شرایط کار می باشد. (البته ممکن است مقدمات قدری زمان بر باشد ولی بعد از پشت سر گذاشتن مراحل اولیه کار تسریع می شود.)
سرکار خانم دکتر شکرپور بار دیگر بر مساله مهم ترک شغل و تحصیل در بین دانشجویان و حتی اساتید علوم پزشکی تاکید و کار در این حیطه را نیز مهم و اساسی دانستند. در ادامه دکتر غلامی با اشاره به گزارش تحقیق وسیع میدانی صورت گرفته بیان کردند که بیش از 73% از دانشجویان، اساتید گروه معارف را افرادی قابل قبول و قابل احترام دانسته اند؛ اما معتقدند محتوای درسی و نوع آزمون و … مشکلی از آن ها حل نمی کند.
( بنابراین می توان نتیجه گرفت که بیشتر اشکالات از محتوای درس است هر چند بحث تخصص واقعی اساتید و احاطه بر شاخه های گوناگون دروس معارف و نه صرفاً الهیاتی بودن آن ها در پذیرش درس از طرف دانشجویان بسیار مهم می باشد.
در پایان بخش اول جلسه دکتر غلامی مجددا از دکتر محقق زاده به عنوان دبیر هم اندیشی دانشگاه خواستند که شرایطی فراهم شود که با استفاده از ظرفیت نشست های هم اندیشی، اعضای مرکز را با معضلات موردنظر گروه های دیگر نسبت به گروه معارف آشنا کنند. مثلاً بگویند این ده سؤال پیرامون گروه معارف وجود دارد که ما برویم دنبال حل آن ها. مطالبه اساتید و دانشگاه در مورد دروس معارف به ما ارائه شود تا مقدمات کار تحقیق وسیع فراهم شود که دکتر محقق زاده گفتند اقداماتی توسط دکتر آسمانی صورت گرفته است که می توان برای دریافت داده های آماری به آنهااستناد کرد.
همچنین دکتر غلامی خواستند شورایی از افراد گوناگون، دلسوزو متبحر تشکیل شود تا سلسله بحث هایی در زمینه محتوای متون معارف و سایرمسائل مربوط انجام گیرد تا به ثمرات مورد نظر برسیم. در ادامه جلسه دکتر دهقان باغی به دو کته تأکید کردند:
نکته اول: کمبود بوجه و فرصت و نیروی انسانی تمام وقت که با توجه به این کمبودها اگر می خواهیم عملاً به نتایجی دست یابیم باید یک سیاستگذاری مشخص و محدود در نظر داشته باشیم. (این حرف درستی است؛ اگر هر جلسه به موضوعات و مباحث گوناگون بپردازیم فقط زمان و انرژی از دست می دهیم و نهایتاً به دلیل ملموس نبودن تدریجی نتایج ، افراد دلسرد شده و خود را کنار می کشند !باید برنامه کوتاه مدت و بلند مدتی داشت و طبق آن حیطة تعریف شده پیش رفت.)
نکته دوم: اشتباه بودن نوع نگاه به گروه معارف و میزان تأثیر گذاری آن. دکتر دهقان باغی معتقدند زمانی می توان میزان تأثیرگذاری گروه معارف دردانشگاه هارا فهمید که این دروس را حذف کرد. از این گذشته مگر چند ساعت از روز هر دانشجو با دروس معارف می گذرد.
( به نظر می رسد حرف استاد کاملاً صحیح است. انتقاد و انتظار به جای خود، ولی واقعیت های موجود را نیز باید پذیرفت. اگر قصد اسلامی کردن دانشگاه و تمایل دانشجویان به گروه معارف را داریم باید رویکرد تمام دانشگاه به این سمت و سو برود یعنی تا این دغدغه در همه ایجاد نشود و فقط انتظار از گروه معارف باشد راه به جایی نخواهیم برد.گذشته از این به قول خانم دکتر شکرپور در گروه های عمومی دیگر نیز همواره نقد و انتظار غیر واقعی وجود دارد. مهم این است که دلیل عدم تأثیرگذاری فقط این گروه ها نیستند.)
قسمت دوم جلسه با حضور *دکتر سیدمحمد جواد مرتضوی از گروه فیزیک پزشکی همراه بود.* دکتر غلامی علت حضور دکتر مرتضوی را لزوم پیگیری موضوعات و گزارش میزان پیشرفت کار و همفکری در باب موضوعات ایشان با اعضای محترم شورا بیان کردند (که البته همه اعضاء محترم بهتر است در جلسات آینده گزارش پیشرفت کار خودرا به همراه یارگیری ها ، گفتگوهای چهره به چهره با افراد و… ارائه دهند.)
دکتر مرتضوی در ابتدای عرایض خویش با اشاره به مقالة چاپ شده در مجلة( Science) برراه های نزدیک شدن غیر رسمی اساتید گروه های گوناگون و آشنایی با یکدیگر و نیز در خلال بحث ها استفاده بهینه از شرایط در معرفی مراکز علمی به صورت بسیار کوتاه تأکید نمودند : مثلاً در آمریکا به دلیل مستقل کار کردن اساتید آشنایی آن ها فقط از طریق استفاده از فرصت گفتگو در هنگام صرف نوشیدنی در یک فضای عمومی می باشد.
پیشنهاد ایشان این بود که مرکز مطالعات و گروه معارف می توانند چنین فضایی را فراهم نمایند. مثلاً در یک روز هفته و در فضایی مشخص همة اساتید را دعوت به صرف نوشیدنی کنند تا ناخودآگاه در یک فضای غیر رسمی امکان معرفی مرکز به صورت بسیار تدریجی حاصل شود. با توجه به اینکه مباحثه در تعلیم و تربیت اسلامی همواره مورد اقبال عالمان دینی بوده است گروه معارف می تواند این کار را به خوبی انجام دهد تا ناخودآگاه روابط بیشتر و باعث نزدیک شدن و آشنایی اساتید گردیده و شکاف بین گروه ها و اساتید کمتر گردد.
دکتر مرتضوی گفتند هم می توان این را موضوع یک پژوهش تئوریک قرار داد و هم به صورت علمی و تجربی پیاده کرد. شاید در همین بین محققان بتوانند یکدیگر را پیدا کنند و کار بین رشته ای انجام شود.
مساله دیگر که دکتر مرتضوی پیشنهاد کارعملی دادند مسأله حرمت الکل به هرمیزان ونیز حرمت تدریجی یا یکباره آن بود . پزشکان تا مدت ها معتقد بودند استعمال کمی از شراب( بویژه قرمز) تأثیر خوبی در پاک شدن عروق و … دارد ولی اخیراً مقاله ای در مجله ای معروف در آمریکا چاپ شده که ثابت می کند مصرف الکل حتی در مقادیر کم هم زیانبار است “بویژه درارتباط با سرطان” این میتواند موضوع بین رشته ای مناسبی برای مرکز باشد زیرا که شریعت از روز اول شراب را حتی مقدار کم آن را حرام کرده و مضر می داند.
در آخر دکتر رستمی ضمن پیشنهاد تمرکز بر روی یک یا چند اولویت و جلوگیری از شاخه شاخه شدن جهت پیشبرد امور گفتند جهت تحول در متون معارف و بازنگری باید از دکتر محقق زاده به عنوان دبیر هم اندیشی بخواهیم زمینة ارتباط با گروه های همسو و موازی را فراهم کنند تا طی دعوت و گفتگو با گروه های پزشکی و تجمیع انتظارات آن ها از گروه معارف و نیز ظرفیت های موجود در گروه به تغییرات دست یازیم.











