باسمه تعالی
در ابتدای جلسه دکتر غلامی مدیر محترم مرکز ضمن تسلیت ایام شهادت حضرت زهرا(س) و بزرگداشت یاد و خاطره سردار دلها- شهید قاسم سلیمانی- به اعضای شورا و بویژه اساتید محترم گروه فیزیک پزشکی به عنوان اولین گروهی که مرکز مطالعات بین رشته ای باب گفتگو را با آن ها باز کرده، خوشامد گفته برای آن ها آرزوی توفیق روزافزون نمودند. دکتر غلامی با تأکید بر نیاز مبرم کشور به تولید علم جهت توسعه و پیشرفت در عرصه های گوناگون، در پاسخ به این سؤال اساسی و راهگشا که در توسعه و پیشرفت کشور به چه میزان به تولید علم در هر کدام از عرصه های علوم تجربی و علوم انسانی نیاز است گفتند: واقعیت این است از آن جا که تولید علم در علوم انسانی جهت دهنده، نگرش آفرین و هدف گذار می باشد در ساحت توسعه و پیشرفت کشور نقشی اساسی و اولیه دارد و لازم است تولیدات علوم تجربی در ذیل آن نگرش و رویکرد و تدبیر غایی برنامه ریزی و حرکت کند؛ امّا با کمال تأسف باید گفت بر طبق تحقیقات با وجود پدیدة ارزشمند انقلاب اسلامی در حوزه تولید علوم تجربی در کشور گزارش فوق العاده افتخار آمیزی داریم؛ امّا در حوزة علوم انسانی که نسبت به علوم تجربی نقش جهت دهنده و راهبردی دارد نه تنها پیشرفتی نداشته ایم که پسرفت کرده ایم. این در واقع یک فاجعه و غفلتی است که نسبت به علوم انسانی اتفاق افتاده است.
دکتر غلامی در همین زمینه تأکید کردند رهبر معظّم به عنوان کسی که همه متفق القول هستیم همواره مدافع تولید علم بوده اند و نقشی استراتژیک در پیشبرد اهداف علمی کشور داشته اند نیز سال ها قبل از عدم توجه به علوم انسانی گله مند بودند:
*علوم انسانی حقیقتا در کشور ما منزوی وغریب است. علوم انسانی جهت دهنده وفکر ساز است ومسیر ومقصد جامعه را مشخص می کند.علوم انسانی دردانشگاه های ما با دین در تعارض هستندو…*
دکتر غلامی در ادامه با توجه به فرمایش متین رهبری انقلاب گفتند: به نظر بنده در مجموع آن افرادی که آمدند و این گونه طبقه بندی کردند و علوم را به علوم تجربی و انسانی تقسیم کردند ظاهراً خدمتی به عرصه علم و معرفت انسان نکردند. ما با غور در آثار دانشمندان بزرگ فرهنگ و سنن کشورمان همچون فارابی و خوارزمی متوجه می شویم هرگز چنین طبقه بندی وجود نداشته است. علم در نگاه هستی شناختانه اش، طبعاً یک بحث انسانی است. شاید شیوه ها و فرایند رسیدن به علم متفاوت باشد ولی هدف همه خدمت به انسان است؛ حال این که چرا و چگونه با این تقسیم بندی نابجا این همه فاصله و حتی تعارض بین اساتید علوم گوناگون ایجاد شده است، چیزی است که به سختی می توان درک کرد.چگونه می شود اصلاً علوم انسانی و غیر انسانی داشت؟؟!!
طبقه بندی هایی چون علوم نظری و عقلی یا حضوری و حصولی یا حتی عقلی و نقلی که تعریف شده اند قابل قبول است . جایی که مثلاً علومی مثل فیزیک، پزشکی، نجوم و … را در گروه علوم نقلی قرار داده اند. حتی شاید بتوان تقسیم علوم به اسلامی و غیر اسلامی که اولین بار مرحوم فارابی بیان نمودند را توجیه پذیر دانست زیرا مثلاً علومی مثل حدیث، کلام، فقه و تفسیر در قالب علوم اسلامی قرار می گیرندو علومی مثل ریاضیات، جبر، فیزیک، شیمی و … فی البداعه ارتباطی به اسلام ندارند؛ ولی این که واقعاً با چه معیار و اساس قاعده مندی از نظر هستی شناسی علوم را به انسانی و غیر انسانی(تجربی) تقسیم کنیم غیر قابل توجیه می باشد و فقط باعث اختلاف وافتراق دست کم در جامعة ما شده است.طوری که گاهی مسائلی چون سوزاندن کتاب مقدس و کتاب های علمی از سوی هر کدام از طرفین اتفاق می افتد که تأسف بار است.
دکتر غلامی افزودند: ما به عنوان به تعبیر امروزی علوم انسانی ها نمیخواهیم بگوییم فقط شما نیازمند ما هستید؛ برعکس ما امروزه اعتقاد قلبی داریم که به علوم دیگر نیازمندیم و بدون آن ها تکمیل نمی شویم. باید این علوم را در قالب میان رشته ای ها به هم گره بزنیم و فاصله های خسارت بخش را کم کنیم.
امروزه در دانشگاه های برتر دنیا گروه های میان رشته ای فعال هستند و ما از این نظر عقب مانده ایم. با ورود به میان رشته ای ها و ساحت متنوع علوم هر متخصصی گذشته از اصلاح دانسته های خود می تواند راه های تازه ای که شاید قبلاً به ذهنش نرسیده است را در حل مسائل استفاده کند.
امروزه به یک علم مثلاً پزشکی از زوایای گوناگون هنر، جامعه شناسی، روان شناسی و … می پردازند و بدین وسیله فاصله ها برداشته شده و نتایج جامع تر و مطلوب تری حاصل می شودو خسارت ها تا حدودی با مشورت و همدلی جبران می شود.
با این مقدمات جامع ، دکتر غلامی ضمن معرفی کوتاه مرکز مطالعات و بیان اهداف از اساتید محترم گروه فیزیک پزشکی عملاً دعوت به همکاری در کارهای کاربردی نمودند. بحث تشکیل یک باشگاه جهت آشنایی و روبرو شدن اساتید با یکدیگر که دکتر مرتضوی با الگو برداری از دانشگاهی در آمریکا پیشنهاد داده بودند مساله دیگری بود که از طرف مدیر مرکز مورد تأکید قرار گرفت چیزی که از زمان پیامبر عظیم الشأن(ص) و ائمة هدی(ع)همواره مورد اقبال بوده است. به طوری که در مباحثات از حضور دانشمندان علوم گوناگون استقبال می کردند و با صبر و تحمل و شنیدن کامل نظرات آن ها زمینه را جهت اثبات حقانیّت عالمانه مباحث الهی ایجاد می کردند.
دکتر غلامی همچنین با اشاره به دانشگاه های نسل سوم و تجاری سازی علم حدیثی از امام علی(ع) در اوصاف متقین نقل کردند: « وَقَفُوا اَسْماعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ» (گوش دل فقط به علوم سودمند به حال خويش می سپرند.) و گفتند: 1400 سال قبل امام علی(ع) به این مسألة توجه و بر علوم نافع و کاربردی تأکید دارند و آن را از ویژگی های اهل تقوا می دانند. آموزه های دینی ما لبریز از این تأکیدات است و این نمونه ای است از تلقی کاربردی بودن علم در نگاه دینی؛ همان چیزی که امروزه در دنیا بر فناورانه بودن و رویکرد حل مسأله تأکید می کنند.
حاج اقا غلامی اضافه کردند از سوی دیگر منظور ما عدم پذیرش طبقه بندی های بی قاعده (انسانی و تجربی) امروزی است و گرنه پیامبر عظیم الشأن(ص)از همان ابتدا بر طبقه بندی علوم معتقد بودند و فرمودند: « اَلْعِلْمُ عِلْمَانِ عِلْمُ اَلْأَبْدَانِ وَ عِلْمُ اَلْأَدْيَانِ» (علم بر دو قسم است يكى علم اديان كه متعلّق به دين و مذهب است و ديگر علم ابدان كه متعلّق به بدن و تن است.)
مخلص کلام، باید از این تقسیم های بی اساس اجتناب و همه در یک راستا و در خدمت به انسان و معرفت افزایی قدم برداریم؛ چنان که دانشمندان بزرگ ما چون فارابی، ابوریحان بیرونی و … هم فیلسوف بوده اند، هم در طبابت نظریه داشته اند و هم در نجوم نظر داشته اند و …؛ بنابراین بزرگان هر دو علوم اصطلاحاً انسانی و تجربی باید بر این انسجام اهتمام ورزیده و جلو خسارت ها را بگیرند.
در ادامه *دکتر مرتضوی* به نمایندگی از گروه فیزیک پزشکی از زحمات و خدمات ارزشمند دکتر غلامی در حوزه علم بین رشته ای قدردانی نموده و گفتند ما سال های سال است که با گروه معارف همسایه هستیم ولی هیچ وقت زمینة این گفتگوی رودرو پیش نیامده که بنشینیم و حرف های یکدیگر را گوش کنیم و با همین ارتباط ارزشمند که جنابعالی پایه گذاری کرده اید باید زمینه ای ایجاد شود که بررسی شود، ریشه یابی شود که چرا اینقدر متخصصان ما در علوم تجربی خود را از علوم انسانی بیگانه می دانند و بالعکس.البته اهل حوزه نیز خیلی علاقه ای به این ارتباط نشان نداده اند.
در بیان ریشه های این تفکیک باید بگویم؛ علمای حوزوی ما هنوز بر این باور هستند که می شود مثل ابوعلی سینا، ابوریحان و … در همه زمینه ها حرفی برای گفتن داشت؛ ولی واقعیّت این است که دنیای علم به قدری گسترش پیدا کرده است که امروزه یکی از بحث های مهم بحث Dubling Time است. در چه زمانی حجم یک علم دو برابر می شود؟ در زمان ابوعلی سینا و … شاید چند صد سال طول می کشید تا دانش انسان از یک علم مثلاً دو برابر شود؛ اما الآن با مسأله انفجار اطلاعات روبرو هستیم. یعنی علوم زمان دو برابر شدنش رسیده به چند سال. به طور مثال ما اساتید گروه فیزیک پزشکی شاید هم رشته باشیم ولی به دلیل گستردگی این علم هر یک در یک حوزه کار می کنیم. این از تخصصی شدن هر چه بیشتر علوم در طول زمان خبر می دهد.؛ بنابراین یکی از ریشه ها به نظر می رسد این باشد که علمای حوزه ما باید بدانند دیگر علامه ای نمی توانیم داشته باشیم که در علوم گوناگون حرفی برای گفتن داشته باشد. یکی دیگر از رشته های این جدایی از نظر بنده(دکتر مرتضوی) اختلاف نظر در رسالت دین است. تصور شخصی من این است که رسالت دین این نبوده است که بیاید و به مسائل شیمی، فیزیک، ریاضی و …. جواب دهد؛ بنابراین از این منظر اصلاً دنبال فیزیک اسلامی، شیمی اسلامی و طب اسلامی رفتن لطف به دین نیست؛ این که فکر کنیم مثلاً دین آنقدر جامع بوده که تمام مسائل بیولوژی را هم حل می کند اصلاً رسالت دین این نبوده است.
مشکل دیگری که وجود دارد این است که هرچند شاید حوزه و دانشگاه از بحث هایی مثل طب اسلامی، فیزیک اسلامی و … استقبال کنند؛ ولی واقعیّت این است که طبق گفتة آیت الله جوادی آملی مثلاً در طب اسلامی کل روایاتی که قابل استناد باشد بسیار محدود می باشد؛ بنابراین باید در این حوزه ها با احتیاط وارد شد.
دکتر مرتضوی افزودند: یک مشکل دیگر این است که معمولاً اساتید حوزه و معارف خیلی در مورد مسائل واتفاقات روزموضع گیری نمی کنند مثلاً همین آقای تبریزیان که کتاب “هاریسون” را آتش زد قبلاً یک مصاحبه ای داشت که میگفت: یک خانمی که از آنکولوژی اروپا آمده و به من گفته تو ازدواج کرده ای و اگر نکردی با من ازدواج کن و … ولی هیچ کس ندیدم یک موضع محکم بگیرد و بگوید این حرف های بی اساس چیست که می گوید؟
در ادامه *دکتر موحدی*(یکی دیگر از اساتید محترم گروه فیزیک پزشکی) درتکمیل گفته دکتر مرتضوی گفتند ولی از طرف مقابل اگر مثلاً یکی از کتاب های عهد عتیق را بنده نوعی آتش بزنم هنوز به خانه نرسیده ام مرا دستگیر و مجازات می کنند ولی ایشان آتش می زند، فیلم می گیرد و پخش هم می کند آبروی اسلام و ایران را می برد و کسی هم موضع محکمی نمی گیرند. خیلی ها متأسفانه عامدانه کاری می کنند که در دنیا به نظر برسد اسلام مخالف علم است. در تلویزیون های فارسی زبان به راحتی با استفاده از افرادی خاص طوری عمل می کنند که بیننده را متقاعد کنند که فاصلة زیادی بین علم و اسلامیون وجود دارد البته در عامدانه بودن نیّت آن ها شکی نیست؛ ولی شاید علمای ما هم بی تقصیر نیستند. اینها نباید کوچترین خوراکی در اختیار آن ها بگذارند تا آن ها با بزرگ نمایی و شاخ و برگ دادن مردم جهان را اغنا کنند.
دکتر مرتضوی در ادامه این دیدارو گفتگوی صمیمانه گفتند یک پیشنهاد مشخص برای رسیدن به این هدف این است که دست کم اساتید گروه معارف در دانشگاه ها باید اثبات کنند نه تنها مخالف علم روز نیستند؛ بلکه کاملاً حامی آن هستند که برای رسیدن به این آرمان در اولین قدم همین گفتگو ها و جلب اعتماد ها بسیار مؤثر می باشد.
در ادامه بررسی ریشه های جدایی و انفکاک بین نیروی انسانی موجود در علوم انسانی و علوم تجربی، *دکتر استواری* (از دیگر اساتید محترم گروه فیزیک پزشکی) یکی از دلایل این جدایی را حذف درسی به نام *فلسفه و منطق* از دروس رشته ریاضی دبیرستان در تحولات ایجاد شده در نظام جدید نسبت به نظام قدیم دانسته و گفتند وقتی کسی قبل از دانشگاه و در رشته ای مثل ریاضی فلسفه و منطق را نخوانده باشد در دانشگاه نیز این نیاز را حس نمی کند در صورتی که واقعاً لازم است؛ زیرا به نظر می رسد درس فلسفه و بویژه منطق می تواند پلی میان این دو علوم باشد؛ البته اکنون بعد از سال ها کم کم به همان تفکر بر می گردیم و نمونه اش تلاش های دکتر گلشنی برای ایجاد فلسفه علم در دانشگاه ها می باشد.( فلسفه، منطق و اخلاق می توانند پلی میان این علوم باشند به شرطی که از مباحث جدید و به روز استفاده شود و تعصبات را کاملاً کنار بگذاریم.)
*دکتر فرحبخش* عضو محترم شورای پژوهشی مرکز در ادامه این دیدار دو جانبه با اشاره به کار ناپسند آقای تبریزیان در سوزاندن کتاب پزشکی “هاریسون” ؛ آن را یک استثنا دانستند دانستند که نباید کارش را به حوزه تعمیم داد. در هرجایی و حتی خانواده ای ممکن است از این استثنائات پیدا شود. آقای تبریزیان بت و نماد حوزه نیستند که بگوییم اقدام او اقدام کل حوزه یا گروه معارف است؛ نگاه ایشان یک نگاه منفعت طلبانه به آنچه که موجب شهرت ایشان شده است و برای این شهرت هر دست و پایی می زند و هر هزینه ای می کند این در علوم دیگر هم وجود دارد.
در واقع درد امروز جامعه علمی ما همین منفعت طلبی است، این منفعت طلبی باعث ایجاد روحیة تعصب و خودبرتربینی در اساتید علوم گوناگون شده است. راه برون رفت از این تنگنا افزایش تعامل و اینکه توأمان از علوم گوناگون به طورنسبی بهره ای کسب کنیم و نیز نگاه تحقیر آمیز از گروه های گوناگون را برداریم ( و همه در کنار هم برای رسیدن به یک مقصود قدم برداریم) تا به این نرسیم که نمی توان هیچ علمی را نادیده گرفت و علوم به صورت زنجیر وار به هم وابسته اند به جایی نمی رسیم. این همان چیزی است که در گام دوم انقلاب حضرت آقا به عنوان «تمدن نوین اسلامی» از آن یاد کرده و شکل گیری آن را لازم دانسته اند و اولین چیزی که آقا به حق، به آن اشاره می کنند *خودسازی* است. یعنی اول باید نگاه ها را تغییر دهیم. شما ببینید مثلاً کسی تخصصی در حوزه پزشکی می گیرد خود را خدا می داند. ( در صورتی که در مکتب اسلامی ما معتقدیم انسان مثل درخت هر چه پربار تر شود سر به زیرتر شده و خود را خادم نوع بشر می داند).
رؤسای محترم دانشگاه ها باید نگاه ها را نسبت به گروه معارف ترمیم کنند. لازم است معاونان آموزشی علوم پزشکی را جمع کنیم و یک صحبتی انجام شود و همین دغدغه ها و تعاملات یادآوری شود. بحث اخلاق در پزشکی امروزه باید با جدیّت دنبال شود.
دکتر فرحبخش در ادامه با انتقاد از اساتید علوم انسانی، این گروه را نیز مقصر وضع موجود دانستند: باید محافظه کاری، ترس و … را کنار گذاشت و فقط به امنیّت شغلی فکر نکردو با ورود به موقع جلو بی اخلاقی ها را گرفت و دردسر ها را به جان خرید و بی تفاوت نبود و راه را برای کسانی که سنّت شکن هستند باز کرد. باید رضای حق را بر همه رضایت ها ترجیح داد تا بی اخلاقی ها روز به روز کمتر شود.
*دکتر مرتضوی* در تأیید سخنان دکتر فرحبخش گفتند: همیشه این دغدغه بنده بوده است که شاید دانشگاه های ما *متخصص* تربیت کنند ولی متأسفانه *انسان متعالی* پرورش نمی دهند.
در ادامه *دکتر رستمی* از اعضای محترم مرکز گفتند در ارتباط با نسبت علم و دین چند دیدگاه وجود دارد که برخی قائل به تعارض هستند؛ نگاهی که امروزه در غرب هم حاکم است به طوری که دین را یک امر فردی و شخصی می دانند و علم راه سعادت بشر در همین دنیا را هموار می کند و معتقدند بهشتی که دین در آخرت وعده داده است را در همین دنیا می سازیم و دیگر نیازی به دین نیست.
امّا دیدگاهی که بیشتر عالمان دینی دارند این است که علم و دین مکمل یکدیگر هستند. این مکمل بودن به چه معناست؟ یکی از عللی که امروزه بین علوم انسانی و تجربی اختلاف افتاده تقسیم بندی آن ها بر اساس روش آن هاست *در حالی که علوم باید بر اساس موضوع*، تقسیم بندی شوند؛ بنابراین چون روش آن ها متفاوت است لذا به نظر می رسد این دو در عرض یکدیگر شکل گرفته اند. به هر حال ما اینجا نیستیم که مثلاً دنبال فیزیک اسلامی باشیم یا سی تی اسکن اسلامی و … . ما دنبال این هستیم که تغییر نگاه انجام شود یعنی مطالعاتی که صورت می گیرد را فقط شکل تجربی ندانیم ؛بلکه روش را اعم از عقل و نقل و تجربه در نظر بگیریم. ببینیم مثلاً کاری که فیزیک پزشکی انجام داده به چه نتایجی دربارة انسان دست یافته و ما اگر کمی نگاه را جامع تر و عام تر کنیم آیا می توان وجوه مشترکی پیدا کرد که با هم تبادل فکری انجام دهیم؟ ما اول باید بدانیم رسالت مثلاً فیزیک پزشکی چیست؟ هدف غایی شما را بدانیم و سپس ما به عنوان کسی که در علوم انسانی کار کرده یک نگاه اعم تری داشته باشیم و بعد ببینیم آیا می توان در این نتایج دخل و تصرفی داشت و در این نقطه به اشتراکاتی دست یافت و در آنجا کار را پیش ببریم.
در ادامه *دکتر مهدی زاده*(مدیر محترم گروه فیزیک پزشکی) ضمن خوشامد گویی به اعضای محترم مرکز مطالعات؛ گفتند ما از سال های قبل نیز با گروه معارف تعاملاتی داشته ایم و به این امرمعتقدیم که با پیشرفت سریع علم دیگر نمی توان با اساتید یک گروه خاص به تنهایی به نتایج دلخواه برای حل مسائل روز دست یافت ؛ بلکه کم کم باید زمینة تعامل بین همه گروه ها ایجاد شود. وی همچنین افزود اتفاقاً بنده یکی از کسانی هستم که به طب اسلامی بسیار معتقد هستم، به معماری اسلامی اعتقاد دارم و معتقدم مگر می شود اسلامی با آن فراگیری وجود داشته باشد و چارچوبی برای طب تعیین نکرده باشد ؟ ولی چارچوب با دستور العمل فرق می کند ما در سیره نبوی”ص” چیزی به نام دستورالعمل طبی نداریم چون خود حضرت نبی در نزد اطبا درمان می کردند یا در بحث معماری دانشکده های پزشکی نیز باید تجدید نظر شود و باید از گروه های گوناگون دربارة آن نظر دهند و با هم کار کنند تا معماری متناسبی ایجاد شود این کاری است که باید رؤسای دانشگاه ها به ضرورت آن پی ببرند و نه تنها میان رشته ای معارف و سلامت بلکه؛ کل گروه ها با هم تعامل کنند و مطالعات گروهی شکل جدی به خود بگیرد.
دکتر مهدی زاده در ادامه اظهار کردند: البته اولین دانشگاه ایران که در آن فلسفه و تاریخ علم تدریس شده علوم پزشکی شیراز است و بنابراین سابقه میان رشته ای در دانشگاه ما بسیار روشن است. در گذشته گروه معارف با استادی از گروه ما در یک کلاس حاضر شدند و این تقریباً بی نظیر است ؛بنابراین ما در جای مناسبی هستیم و باید برویم به سمت اقدامات عملی و آن را بسط دهیم. یک تهدید بزرگ که در این زمینه وجود دارد عدم دقت در ترجمه کتب خارجی با استفاده از مدل هایی است که با نگاه های امپریالیستی سرمایه مدار به فناوری هایی رسیده اند که منجر به جدایی از علوم انسانی و مثلاً جدایی فیزیک، مهندسی و … از ادبیات، اقتصاد، جامعه شناسی و … شده است؛ چیزی که آن ها خود بر آن متمرکز هستند و به جدایی آن ها از یکدیگر اعتقادی ندارند ولی هنگام ترجمه برای ارائة به ما بر این جدایی حتی تأکید هم می ورزند.
دکتر مهدی زاده افزود: در اولین کتاب های پزشکی وزین که در تاریخ علم نوشته اند اولین فصل از فصول چهل گانه«اخلاق پزشکی» است؛ یعنی هزار سال پیش به این موضوع اشاره کرده اند که اخلاق پزشکی باید در کنار دروس پزشکی و نه جدای از آن تدریس شود ؛ بنابراین ضروری است که پروژه هایی میان رشته ای تعریف کنیم و اگر به ثمر برسد- که می رسد- حتماً با اقبال عمومی روبرو شده و پروژه های بیشتری انجام می گیرد.
دکتر مهدی زاده در ادامه در جواب سؤال دکتر مرتضوی که معتقد بودند دین نمی تواند به سؤال فیزیک و شیمی و …. پاسخ دهد گفتند: اصلاً شأن دین رسیدگی به این خرده سؤال ها نیست کار دین ساختن نظام اجتماعی سالم در همة ابعاد است تا انسان ها در آن تعالی پیدا کنند (به تعبیر دیگر تصمیمات کلان و نشان دادن راه از چاه در همة زمینه ها می تواند کار دین باشد در این صورت قوانین جزئی نیز خود به خود در خدمت تعالی بشر وضع می شود)
دکتر مهدی زاده به طور مثال اجرای طرح انطباق در دانشگاه علوم پزشکی شیراز را یکی از مزیّت های توریستی در جنوب کشور به گفتة مسئولان گردشگری عنوان کردند؛ بنابراین این اندازه اهمیّت طرح انطباق در قیاس با دیگر امکانات فراوان گردشگری بسیار معنا دار می باشد. ؟ جالب اینکه این طرح فقط در سه کشور ایران، آمریکا و اسرائیل اجرا می شود. این طرح ریشه در *سبک زندگی* دارد نه بیانات علمای طب. دکتر مهدی زاده افزودند: به طور مثال زهراوی در جواب این که تکنولوژی در کدام بخش پزشکی مهم تر است بخش زنان را بیان می کند یعنی وقتی می خواهیم جراحی زنان انجام دهیم خیلی مهم است که از حداکثر تکنولوژی استفاده کنیم تا افراد اطراف تخت کم تر شود تا اصول حفظ حریم زنان رعایت شود. این مسأله بسیار پراهمیت است؛ بنابراین طب اسلامی بی شک وجود دارد. در اسلام تعریف بیماری و سلامت با همه دنیا فرق دارد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: *« في قُلوبِهِم مَرَضٌ»* ﴿بقره/10﴾) در دلهای آنان یک نوع بیماری است؛) و امروزه ثابت شده است که حسادت، بخل و … در ایجاد بیماری های جسمی مؤثر است. در ایجاد تیپ های شخصیتی مؤثر است؛ بنابراین در وجودش شکی نیست؛ ولی متأسفانه امروزه مورد سوء استفاده هایی قرار گرفته است، استفاده جهت فروش داروهای گیاهی و حیوانی و …( در حالیکه توجه محض به طب گیاهی و حیوانی ما را از اصل ماجرا که همان داشتن اراده قوی در ترک گناهان شهوانی، حسادت، بخل و … است بازداشته و این ظلم در حق طب اسلامی است).
دکتر مهدی زاده افزودند: امروزه *هوش مصنوعی* جایی است که دربین رشته ای بسیار می توان مقاله چاپ کرد ؛ زیرا آنجا سر اخلاق در هوش مصنوعی دعواست و به دلیل دسترسی ما به قرآن و احادیث جای کار بسیار زیادی می باشد. آن ها نهایت از سوگند نامة بقراط استفاده کنند؛ یعنی مثلاً مهندسی ها با گروه اخلاق بنشینند و ضمن نقد یک مدل موفق را ارائه دهند و مطمئن باشیم که پذیرفته می شود؛ مثل مدل پیوند جسد که امام خمینی(ره) با جسارت تمام در زمانی مناسب مطرح و حل کردند. چند سال بعد آنطرف دنیا کپی کردند و همان حکم را در سنا تأیید کردند و این ناشی از این است که حضرت امام”ره” با نگاهی غیر پزشکی مدرن محدود دنیا درباره پیوند نظر دادند. این موضوعات نه تنها در گروه معارف با سایر گروه ها که در بین خود گروه های پزشکی هم جای کار دارد.
در ادامة بحث *دکتر آسمانی* عضو محترم مرکز گفتند باید اساتید ارجمند از هر دو گروه نیازهای خود را بگویند تا بررسی شود که چگونه می توانیم به هم کمک کنیم تا در یک نقطة اتصال منجر به کار عملی گردد.
دکتر آسمانی همچنین در ادامه سؤالی مطرح کردند و آن اینکه: اگر علوم انسانی را کلی نگر و علوم تجربی را جزئی نگر بدانیم چگونه این دو می تواننند به یکدیگر بپیوندند؟ حتماً مدلی در دنیا وجود دارد که باید دنبال آن باشیم زیرا کل (علوم انسانی) بیشتر انتزاعی است و جزء(علوم تجربی) بیشتر عملی است. این دو چگونه با هم لینک می شوند؟
دکتر مهدی زاده گفتند: ما به عنوان فیزیک دان قبول نداریم که صرفاً جزء نگر هستیم و دستورالعملی نداریم. فلسفة طبیعت تماماً دست فیزیکدان ها است. دکتر غلامی در پاسخ به نظرات گفتند در واقع علوم انسانی نسبت به علوم تجربی همه جانبه نگر است؛ در حالیکه دکتر مهدی زاده این نظر را قبول نداشته و گفتند به هیچ وجه نباید قائل به جدایی این دو علوم شد؛ *اصلاً سکولاریزم از همین جا(قائل به جدایی علوم) ایجاد شده است.* موضوعات همه یکی است فقط شیوه ها (زبان گفتار علوم) متفاوت است.
به اعتقاد دکتر مهدی زاده از زمانی که دارالفنون و حوزة علمیه به صورت جداگانه پایه گذاری شدند ؛ جفای بزرگی در حق همة علوم انجام شد و دیگر، شخصیت های بزرگی چون میرداماد، شیخ بهایی و … در فضای علمی پرورش پیدا نکردند و این ها همه از همان جدایی نشأت می گیرد. ما اصلاً و ابداً تفکیکی بین علوم انسانی و تجربی قائل نیستیم و خود را جزء علوم انسانی می دانیم.
دکتر آسمانی از حاضران محترم خواستند شیوه های ارتباط خود به علوم گوناگون را شرح دهند( مثلاٌ دکتر مهدی زاده معتقد است رابط بین علوم انسانی و تجربی فلسفه است چگونه به این موضوع پی برده اند که به عنوان مدل برای کار مشترک ارائه دهیم. لازم است بین گروه فیزیک پزشکی با اعضای شورا پلی تشکیل شود تا به شناخت مباحث کمک کند که دکتر غلامی همان باشگاهی که تصمیم به عملیاتی کردن آن در آینده هست را برای گفت و شنود در این زمینه مؤثر دانستند. دکتر غلامی در جمع بندی بحث گفتند:
• به هر حال گروه معارف ثابت کرده است که آمادگی همکاری با نه تنها گروه فیزیک پزشکی، بلکه گروه های دیگر را نیز دارد؛ به طور مثال در درس فرهنگ و تمدن با چندین اساتید غیر معارفی همکاری می کنیم که جواب های خوبی هم گرفته ایم و آمادگی داریم در دروس دیگر نیز در صورت نیاز این کار را انجام دهیم؛ بنابراین در اصل همکاری همه متفق القول هستیم.
• نکتة دیگر بحث ایجاد باشگاهی جهت هم اندیشی صمیمانه اساتید است که باید دنبال آن باشیم تا عملی شود که در نظر داریم آغازش را با حضور دکتر گلشنی کلید بزنیم.
• نکتة بعد، در 2 کار مشترک، دکتر مرتضوی موضوعاتی را ارائه دادند که در صدد نوشتن پروپزال و عملیاتی کردن آن هستیم؛ بنابراین دیگر اساتید محترم نیز اگر موضوعی مد نظر دارند که جای
کار با گروه ما را دارد پیشنهاد کننند تا با همفکری هم بتوانیم مسأله ای از جامعه را حل کنیم؛ مثلاً تا انتهای بهمن موضوعاتی را پیشنهاد کنند تا مجدد در نشستی به همفکری دربارة آن ها بپردازیم و به نتایجی مفید برای بشریت دست یابیم.
در پایان یک بار دیگر دکتر مرتضوی تأکید کردند از این که در تمام سال های خدمت من یکبار گروه معارف دعوت به گفتگو با گروه ما کرده است برای ما بسیار جالب و جای تقدیر فراوان دارد.

باسپاس_ امینی







