*باسمه تعالی*
باسلام واحترام
این جلسه که باحضور اعضای شورای پژوهشی مرکز و جمعی از علاقمندان مباحث بین رشته ای سلامت و محیط زیست در سالن اخلاق دانشکده پزشکی برگزارشد، ابتدا *دکتر غلامی* مدیرمرکز، ضمن خوشامد گویی یکی از ماموریت های مهم مرکز را *توسعه فرهنگی ضرورت مطالعات بین رشته ای در دانشگاه* دانستند که این جلسه نیز در ادامه سلسله نشست های معرفتی با توجه به همین ضرورت تشکیل شد.
در ادامه دکتر غلامی با توجه به حضور دکتر شاه ولی واهمیت ارتباط علوم در حل مسائل و معضلات جامعه امروزین؛ از ارتباط تنگاتنگ محیط زیست وسلامت و نیز اثر گذاری مطالعات این دو حوزه در حل مشکلات اساسی بشریت یاد نمودند و گفتند: *با توجه به پیشینه فعالیت های دکتر شاه ولی و علاقمندی ایشان در ارائه یک مدل محیط زیست متعالی در جامعه ایرانی-اسلامی ؛ بیان ادله عقلایی و عقبه این بحث برای مرکز ما که عنوان “سلامت و معارف” دارد، بسیار مهم می باشد. دکتر شاه ولی به درستی اعتقاد دارند عرصه حکمت و فلسفه اسلامی ،آیات و روایات و سیره اسلامی ما مشحون از کدها و مفاهیم و مضامینی است که می تواند در ارائه یک الگوی ” محیط زیست متعالی” حرف زیادی برای گفتن داشته باشد*
*دکتر شاه ولی* استاد محیط زیست دانشگاه شیراز و مدرس نشست، با بیان مقدمات و تاریخچه محیط زیست و اینکه مباحث جدی محیط زیستی از نیمه قرن ۲۰میلادی” یعنی همزمان با انقلاب سبز توسط بنیاد راکفلر آمریکایی” آغاز شده است، به ادامه بحث پرداختند. این انقلاب هرچند با به کار گیری *علوم رشته ای* توانست با اصلاح بذر و سموم و ارتقاء ماشین آلات صنعتی کمتر از یک دهه کشت غلات را چندین برابر کند و به دلیل کمک به کم شدن فقر، باعث خوشحالی دولت مردان گردد؛ اما در واقع جریان تهدید و تخریب محیط زیست از همین اتفاق، نشات گرفت و در اواخر قرن ۲۰ مساله برملا شد؛ زیرا کشت بی رویه باعث آسیب جدی به خاک و حتی از بین رفتن مراتع و جنگل ها، به همین دلیل بود.
از لحاظ مواد غذایی نیز بعد از انقلاب سبز، با مطالعات پژوهشگری به نام پالمر بر روی بذر بومی و اصلاح شده معلوم شد که آسیب مغزی فراوانی به انسان ها وارد شده است؛ زیرا از نظر ماده قندی و پروتینی عکس یکدیگر هستند؛ یعنی بذر بومی پروتیین بیشتر و بذر اصلاح شده قند بیشتر دارد و با توجه به نیاز بیشتر مغز به پروتیین و تامین پروتیین بیشتر مردم فقیر از گیاه “حبوبات وغلات” کمبود آن بشدت اثر گذار شد؛ بنابراین با انقلاب سبز ظاهراً شکمها سیر و بدن ها نحیف شد. بحث ریزگردها که بخاطر از بین رفتن پوشش مرتعی و جنگلی هست نیز بحثی جداست.
*بحث کمبود جدی آب در آینده وضرورت صرفه جویی همه جانبه* نیز از مباحث مورد تاکید دکترشاه ولی بود.
درادامه دکتر شاه ولی با اشاره به چاپ مقاله *دانش زیستی در مقابل دانش نظری درسال۱۹۷۷* گفتند: هرچه به عقب برمی گردیم دانش هایی که در دانشگاه ها تدریس میشود نامتقارن و نامتعادل است؛ یعنی با طبیعت تناسب ندارد. از سرعت تحولات و تغییرات به این نتیجه می رسیم که فقط *چیستی* مهم نیست؛ بلکه باید *چگونگی* را در نظر داشته باشیم. چگونه زندگی کنیم که به حفظ محیط زیست وسلامت انسان کمک شود؟ یعنی باید *ثمر بخش* باشیم تا *اثر بخش*. بنابر این باید همزمان ۲ کار مهم انجام دهیم: ۱
– *چطور محیط را عمیق تر وبهتر بشناسیم؟*
۲- *چگونه این شناخت در جهت عمران و آبادی محیط باشد؟* دکتر شاه ولی تاکید نمودند که باید در دانشگاه ها علومی را رواج دهیم که همزمان هم نیاز هارا برآورده کند و هم انتظارات را. *نیازها مربوط به زمان حال و انتظارات معطوف به آینده* بنابراین اینجاست که بحث *وحدت دانش ها* پیش می آید. وحدت دانش دستاورد قرن ۲۱ و به دلیل تخریب های ایجاد شده در نیمه دوم قرن۲۰ میلادی می باشد که دنیا را به فکر چاره انداخت. *وحدت دانش* به عنوان یک نظریه به دنبال *یکپارچه سازی کل دانش ها اعم از فیزیک، شیمی، اخلاق ،فلسفه، الهیات و..* بود که از همین جا اصطلاحات: *بین رشته ای، درون رشته ای، فرارشته ای وپسا رشته ای* شکل گرفت.
اکنون دیگر بحث اصلی این است که چگونه *هم افزایی و همکاری* که از طریق دانش های گوناگون ایجاد می گردد را درجهت فهم و بهبود بهتر محیط به کار ببریم؟ اینجا به این نتیجه میرسیم که راه حصول به معرفت یکپارچه، رسیدن به *تبیین* درست است.
بنابراین در این راستا سه سطح شناخت را می توانیم نام ببریم: *توصیفی*، *شناخت با کمک نظریه ها* و *شناخت بر اساس شهود* که شهود اگر چه ملموس نیست و نیاز به تیزهوشی و خلاقیت دارد ولی از همه عمیق تر است به عبارت دیگر همان *تبیین* است که باعث فهم عمیق می شود. به خاطر همین یکی از نام های قرآن *تبیان* است یعنی قرآن مسائلی را مطرح می کند که اصلا شاید به نظر ما نرسد و دیده نشود. ولی جرقه ای برای تفکر می شود.
و اما مبحث اصلی یعنی سه اصطلاح *رشته ای، بین رشته ای و فرا رشته ای.* رشته ای مثل همان انقلاب سبز که قبلا توضیح داده شد. بعد مساله *بین رشته ای* مطرح شد یعنی در *رشته ای* حداقل ارتباط بین علم بود ولی در *بین رشته ای* یک ارتباط *سیستمی یا شبکه ای* به وجود آمد که سعی شد حداکثر تعامل بین دانش ها ایجاد شود ؛ اما باز هم اینجا یک نارسایی پیش آمد یعنی این ها در وجهی (تعامل و شبکه بین رشته ها ) متفاوت ولی در افقی بودن متشابه بودند یعنی به عبارت دیگر همه علم ها برای این دنیا و بهبود وضعیت حال و پاسخ به نیازهای حال به کار گرفته می شدند.
*فرارشته ای:* در فرا رشته ای تعامل ها به حداکثر رسید با این تفاوت که اگر بین رشته ای همگرایی و هم افزایی را انجام می داد فرا رشته ای همین را دارد به علاوه *هم سویی* بنابراین فرارشته ای این سه خاصیت را دارد: *۱. تعامل حداکثری ۲. هم افزایی حداکثری ۳. هم سویی.* هم سویی با کجا؟ همسو یی با آن کسی که مبدع طبیعت است. اینجاست که همه علوم باید به میدان بیایند فلسفه، عرفان، اخلاق، دوشادوش سایر علوم. نکته مهم دیگر در فرا رشته ای مساله *فرا زمانی و فرا مکانی* نیز مطرح است همان طور که کلا ماهیت مسایل زیست محیطی این دو خاصیت را دارد ( مطابق قانون پروانه ای، محیط زیست نیز یکپارچه است یعنی هر کجا نارسایی به وجود آید اثرش به همه جا می رسد.) مثل اینکه اگر می گوییم آب را درست مصرف کنیم که به نسل های آینده برسد این یک مساله فر ا زمانی است یک آرزو و انتظار است. بنابراین ابتدا باید فهم و تبیین اتفاق بیفتد بعد یادگیری ایجاد شود تا باعث تغییرات مؤثر در محیط گردد و این ها با هم رابطه سینوسی دارند یعنی فهم ما به ارتقاء بهبود محیط و ارتقاء بهبود محیط به درک بهتر ما منتهی می شود. *پس در مجموع ما به وحدت و دانشی نیاز داریم که ما را به حقیقت برساند. واین بدست نمی آید مگر با همکاری و هم افزایی علوم درسمت و سوی صحیح* *پایداری:* به طور اعم و به طور ویژه پایداری زیست محیطی در قرن بیست و یک دو سر دارد: یک سر در *فلسفه و مذهب* و یک سر در *پراگماتیسم*؛ به عبارت دیگر برای توسعه و بهبود شرایط علاوه بر فن به معرفت هم نیاز است منظور فهم دقیق انسان است؛ باید قبول کرد که انسان ها علاوه بر ابعاد جسمی دارای یک روحی هستند روان، فطرت، که شناخت این عوامل نیز برای بهبود شرایط نیاز است.
اما مهم، چگونگی ارتباط این عوامل است. و نیز ارتباط با افراد برای فهم بهتر. ما در این دو سه دهه سعی کرده ایم که به قول دکتر یحیی یثربی دانشگاهیان را از عینیات به ذهنیات برسانیم و این به دلیل حساسیت های شدیدی است که نسل امروز بر روی قال الصادق(ع)، قال الباقر(ع) دارند؛ بنابراین از صراطی استفاده می کنیم که به همان راه آن ها ختم می شود. حتی خدا هم پیامبر را که می فرستاد با زبان اهلش با آن ها صحبت می کرد. این برای اثرگذاری بسیار مهم است.
شواهد زیادی وجود دارد که دنیا به بحث های معرفتی روی آورده است. در پنجاه سال دوم قرن بیست،، حدود صد و هشتاد کنفرانس بین المللی برگزار شد در باب حفاظت. اما از سال ۲۰۰۰ میلادی به این طرف بحث *ادیان* نیز به کنفرانس ها اضافه شده است از جمله در سال ۲۰۰۰ دبیر کل وقت سازمان ملل(مرحوم کوفی عنان) از سران ادیان برای شرکت در اجلاس بین المللی دعوت کردند که از ایران هم آیت الله جوادی آملی و همراهان حضور داشتند. همچنین برگزاری کنفرانس های مختلف دین و محط زیست از جمله *دین و محیط زیست اسلامی* در سال ۱۹۷۸ و گردهم آیی رهبران ادیان در سال ۲۰۱۵ در پاریس برای کمک به بیانیه سال ۲۰۱۶ رهبران جهان در پاریس، و نمونه هایی از این دست زیاد است.
حتی یونسکو به این اقرار رسیده که برای پایداری سه دسته دانش باید داشته باشیم *علوم دقیقه، علوم اخلاق ودر نهایت حکمت الهی.* همچنین دانشگاه هاروارد از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۱ ، یازده جلد کتاب منتشر کرده با *پیشوند مشترک ادیان و پسوند مشترک اکولوژی*.
مثلا اسلام و اکولوژی، اخلاق واکولوژی، طبیعت واکولوژی و … . *قابل ذکر است حتی اکنون بعضی از دانشگاه ها ی مهم غربی برای شناخت شیعه واستفاده از نکات موثر آن دانشجویانی را با هزینه خود به کشورهای مسلمان می فرستد تا تحقیقات لازم را درهمه زمینه ها “مثلا فقه شیعه” انجام دهند.*
در ایران هم بویژه از سال ۱۹۹۰ آثار فرارشته ای منتشر شده است مثلا *الهیات محیط زیست* از *آقای دکتر محقق داماد*. از این قدیمی تر نیز *اخلاق محیط زیست* هست که دانشگاه امام صادق برگزار کرد. همچنین کتاب *دین و نظم طبیعت* از *سید حسین نصر* و کتاب *اسلام و محیط زیست* از *آقای آیت الله جوادی آملی* دکتر شاه ولی در قسمت دیگر از جلسه با اشاره به اهمیت شهود و عرفان به مقایسه استیون هاوکینگ آمریکایی و اقبال لاهوری پرداخت.
اقبال لاهوری با این که حدود یک قرن پیشتر از استیون هاوکینگ بوده است بوسیله شهود درباره عاقبت زمین به همان نتایجی دست یافته که استیون هاوکینگ بعداز تحقیقات فراوان دست می یابد. همچنین دکتر شاه ولی از تاثیر عرفان مولانا بر طرفداران سایر ادیان به نیکی یاد می کند به طوری که به نقل از آقای دکتر سید سلمان صفوی-پژوهشگر ساکن لندن- میگوید هرگاه از مولانا برای حضار مسیحی، یهودی و بودایی شعری میگفتم به گریه می افتادند و می گفتند دید ما نسبت به هستی عوض شد.
مولانا که خود مبنای تمام جنب و جوش ها و معنویات را عشق می داند می تواند اینگونه موثر باشد. دکتر شاه ولی افزودند: بنابراین در مجموع رضایت خالق که همان تعادل طبیعت است تنها بوسیله *ادب* فراهم می شود *ادب* یعنی هر کس حد خود را بداند و بشناسد و از خود بپرسد خداوند ما را برای چه آفریده است؟ خاک را برای چه؟ وظیفه ما چیست؟ تسلیم قانون باشیم، تسلیم خدا باشیم و بنابراین *مستلزم ادب تواضع* است.
دکتر شاه ولی در انتهای مبحث سلامت و محیط زیست با این جملات بحث را به فرجام رساندند: *بحران های زیست محیطی صرفا با علم و تکنولوژی حل شدنی نیست و عقل می خواهد، عرفان می خواهد، عشق می خواهد، اخلاق می خواهد، الهیات می خواهد، لذا عرفا، علما، حکما، فقها همه باید دخیل باشند و تعامل حداکثری داشته باشند تا به نتایج حداکثری برسند.* درپایان این نشست مفید حاضران در جلسه ضمن بیان سوالات خود به بحث و تبادل نظر درباره موضوع پرداختند. و اعضا بر اینکه پس از معرفت آموزی نیاز است درجلسه ای دیگر روش ها نیز مورد بررسی قرارگیرد اتفاق نظر داشتند
.


با سپاس – امینی







