بسم الله الرحمن الرحیم
در آغاز جلسه مدیر محترم مرکز، آقای دکتر غلامی ضمن گرامیداشت ایام ولادت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام، و تجلیل از مقام پدر ؛ به عنوان تذکر و پیش از دستور، اشاره ای به پیگیری های انجام شده در جهت راه اندازی مجله الکترونیک داشتند و در ادامه از سرکارخانم دکتر خیوه دعوت کردند تا پیرامون توسعه و رونق میزتولید محتوای دروس معارف؛ صحبت کنند.
سرکار خانم دکتر خیوه در توضیح تغییر محتوای آموزشی گروه معارف، بیان داشتند ناچاریم ادبیات خودمان را در حوزه علوم معارف به روز کنیم و محتوایی ارائه دهیم که متناسب با مخاطب (دانشجو) و نیازهای او باشد و لازمه آن تغییر روش تدریس وسرفصل ها، با مشارکت اساتید است. در حقیقت نیازمند نوآوری در متون و تحویل محتوا هستیم و نیاز است تعامل و ارتباط موثر بین همکاران وجود داشته باشد. بخصوص که شرایط آموزشی تغییر کرده و محتوای بعضی دروس را می شود اضافه و تکمیل کرد. مباحثی نظیر سواد رسانه ای، مدیریت و سبک زندگی و بویژه تحلیل تفکر پژوهشی.
ایشان گفتند: کلاس معارف باید حقیقتا درس معرفت باشد و این امر، هم به عهده ی محتواست و هم بر دوش اساتید. باید بدانیم تغییر ذائقه نسل جوان در متون ما لحاظ نشده و اکنون، محتوای بیست ، سی سال پیش در اختیار دانشجو است. مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: « باید ببینیم از میان این مباحث کدام لازم است و در میان لازم ها ، کدام لازم تر است. و از میان آنها کدامیک فوری است و از میان فوری ها ، کدام حیاتی تر است.» محتوای دروس معارف به اثبات گرایی تمایل دارد و کارکردگرا نیست. در کتب معارف از شیوه های قرآن و مشخصا از ادبیات داستان، استفاده نمی شود، مباحث عمدتا فلسفی و کلامی است و نمی تواند ماندگار باشد. در واقع می بایست عالمانه و هنرمندانه وارد شویم. دانشجو، در رسانه با موسیقی، عکس و فیلم سر و کار دارد اما متون معارف، با قوه خیال مخاطب، کاری ندارد . می بایست با علاقه مندی و ذوق مخاطب کار را پیش برد. محتوا می بایست تلفیقی از مستندات رسانه ای و متن باشد. محتوا می بایست نیازمحور باشد. شرط بقا و تاثیر دروس معارف، تازگی و تنوع مطالب البته متناسب با توان و سلیقه استاد است. نیز می بایست روش نقد اندیشه ، به دانشجو آموزش داده شود و تفکر نقدی در ذهن او شکل بگیرد. تغییر مکان درس نیز سودمند خواهد بود. در پایان ایشان دو کتاب مرتبط با این مباحث تحت عناوین « خاطرات تفسیر» و دیگری « آن سوی مرگ » را معرفی کردند.
جناب آقای دکتر غلامی، با تشکر ازسخنان خانم دکتر خیوه به ایشان توصیه کردند مباحث را تحت عنوان « تحلیلی از وضعیت موجود دروس معارف » مکتوب بفرمایند تا ضمن آسیب شناسی کیفیت آموزش، متون دروس معارف و شیوه تدریس اساتید، و بر اساس همین مستندات ؛ تحولی در کیفیت تدریس و در مسیر تولید محتوای جدید، صورت بگیرد. نکاتی مثل کارکرد گرایی، توجه به تقویت قوه ی خیال، حضور هنر، توجه به نیاز محوری در تدریس، توجه به ظرفیت رسانه، و تغییر اماکن متعارف به عنوان اصول موضوعه ی تولید محتوا، مورد توجه قرار گیرد . و در نهایت به یک آیین نامه اجرایی و یک متن مکتوب در مسیر تولید محتوای دروس معارف، روبه رو باشیم و پس از آن، همکاران محترم: هم اساتید گروه معارف و هم اعضای شورا ی پژوهشی مرکز؛ به عنوان نقطه نظرات اصلاحی، آن را نقد و تحلیل نمایند.
جناب آقای دکتر آسمانی، عضو محترم شورای پژوهشی، در ادامه گفتند محقق شدن این نقدهای صحیح، خیلی کمیاب و خیلی اوقات، نایاب است. اگر صلاح بدانید فرمایشات خانم دکتر خیوه، در قالب یک پروژه تحقیقاتی، با همکاری گروه معارف، انجام گیرد و ثبت شود . ایشان نکات مطرح شده را حداقل روی یکی از درس های سخت گروه معارف، با اختیار پژوهشی کامل اجرا بفرمایند و بعد از بررسی و ارزیابیِ بازخوردها، برای سایر دروس گروه معارف هم پیاده سازی کنیم و این کار، به عنوان یکی از کارهای بسیار ارزشمند گروه معارف، در کارگروه بین رشته ای دنبال شود.
جناب آقای دکتر کاوه، عضو محترم شورای پژوهشی با تایید سخنان آقای دکتر آسمانی گفتند: شروع این کار می تواند در قالب یک پروژه تحقیقاتی در یکی از دروس انجام گیرد . در اینصورت هم سازمان یافته است و هم از حمایت معاونت پژوهشی برخوردار می شود و نیز در محافل علمی، بیشتر مورد اعتماد و استفاده خواهد بود. بعلاوه این کار می تواند مبنای « بازنگری و تولید محتوای جدید » ، قرار بگیرد. اگر در حد متن های شفاهی باشد ، به عمل منجر نخواهد شد. این کار با برنامه ریزی صحیح می تواند حرکت عملیاتی خوبی باشد.
مدیر محترم مرکز ، با بیان آنکه ضرورت تحول در آموزش و تولید محتوای جدید دروس معارف، مورد توافق همه ی دست اندر کاران است افزودند: بحث از این نیست که شیوه موجود ، موفق است یا موفق نیست که نیازمند به یک کار تحقیقاتی در اثبات آن باشیم بلکه این مساله جزء قطعیات است لذا می خواهیم با مشورت شما، برای ورود در کار عملیاتی؛ اولویت درس را مشخص کنیم، لطفا بفرمایید در دغدغه ذهنی شما پروژه با چه عنوان و با چه مضمون و با چه هدفی ، انجام بگیرد؟ و عنوان طرح تحقیق را معین نمایید.
جناب آقای دکتر کاوه، توضیح دادند: بعد از ضرورت می بایست بدانیم چه تغییری در محتوا، در روش، اجرا و ارزیابیِ هر کدام از درس های معارف باید اتفاق بیفتد. اول اینکه محتوای موجود از دیدگاه دانشجویان و اساتید؛ محل چه نقدهایی هستند؟ دوم : چه تغییراتی از لحاظ روش، ارائه و اجرای برنامه درسی باید اتفاق بیفتد؟ مثلا باید تکنولوژی های میتنی بر رسانه ها ؛ در ارائه و اجرا ی درس، مورد استفاده قرار بگیرد. مثلا از روش تمثیل و قصه گویی بهره گرفته شود و سوم : این دروس چگونه و با چه روشی باید ارزیابی شود؟ روش های سنتی موجود ( آزمون کتبی ) یا روش های دیگری؟ مثل اینکه ارزیابی نشان دهد که آیا آموزه های مدنظر ، در سبک زندگی مخاطبین هم تغییراتی ایجاد کرده است؟ این پروژه، برای آن است که این سوال ها را جواب دهد و آن ضرورت، جامه عمل بپوشد.
جناب آقای دکتر آسمانی، تشریح کردند: فی البداهه به نظر می رسد که این پروژه، یک کار مداخله ای است _ ما نکات اصلاحی را همیشه خوب در می آوریم ولی در عمل، کار پیش نمی رود._ یعنی در یک واحد درسی، مداخله می کنیم؛ محتوای درسی را دست نمی زنیم بلکه شیوه ی ارائه ی محتوا و شیوه پردازش را متفاوت می کنیم. و فقط شیوه در نگارش و ارائه درس، و به عبارتی متد و محتوا با حفظ اهداف و بنیان های اصلی، تغییر می کند. قاعدتا یک ارزیابی از واحدهای دروس معارف داریم و یک ارزیابی ، بعد از مداخله در واحد درسی (شیوه های آموزشی جدید و محتوای جدید، با آموزش های ویژه تری برای اساتید) . عنوانی نظیر « بررسی اثر بخشی شیوه نوین ارائه درس معارف اسلامی به دانشجویان دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شیراز » یا « بررسی اثرشیوه آموزش درس فلان، به دانشجویان دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شیراز»
ایشان افزودند: هدف، اثبات موضوع به همکاران نیست چون چالش برانگیز است اما در نهایت باید به اینجا برسد. اعتقاد راسخ داریم که این کار باید اتفاق بیفتد . مطمئنا اثربخشی بیشتری خصوصا در طولانی مدت خواهیم داشت. هدف ما تغییر شیوه های آموزش یا ایجاد تنوع در شیوه های آموز ش دروس معارف است به نحوی که رضایتمندی دانشجویان و عمق اثربخشی دروس معارف ، در مدت زمانی طولانی تر؛ محقق شود. اهداف ما بلند مدت است چون به این نتیجه رسیدیم ایجاد تغییر در شیوه ارائه دروس معارف از اوجب واجبات است زیرا با شیوه فعلی، نه نظریه پردازی دانشجو را قوی می کنیم و نه مطالب ارائه شده دوامی دارد. البته حاصل کار، افزایش رضایتمندی و اثبات طرح است.
آقای دکتر آسمانی ادامه دادند: در مورد پیشنهاد هفته گذشته در درس آیین زندگی مصوب شد حدود دو جلسه از کلاس، به موضوع معنویت اختصاص یابد، تأملی داشتیم که حاصل آن در چند جمله خلاصه عرض می کنم: ما معتقدیم تغییر محتوای برخی دروس ، مثل آیین زندگی لازم است و شیوه ارائه بایستی متناسب با ذائقه نسل جدید باشد تا تاثیر و دوام آن افزایش یابد اما در بحث معنویت قرار بود که مطلب اضافه تری بر واحدهای درسی تحمیل نشود یا چیزی از محتوای خوب، حذف شود. بلکه به نوعی لابه لای محتوای خوب موجود، وارد شود که معنویت را با همین محتوا تحقق دوباره بخشد .مثل آب حیاتی که درآن جاری شود.
آقای دکتر غلامی، با تایید فرمایش ایشان گفتند: اعتقاد ما بر این است که معنویت باید متن دروس معارف باشد و نه فصلی کاملا مستقل و جدا. منتهی باید دقت کنیم که اولین انگیزه ما در اشراب مسائل سلامت معنوی در درس معارف، این هدف است که در حوزه ی معرفتی و شناختی پدیده معنویت؛ حرف های اصولی داریم و در جلسه قبل هم آقای دکتر رستمی اشاره کردند که مبانی انسان شناختی مکرر و متنوعی داریم که می بایست به صورت عقلی و فلسفی ، تعلیم داده شود نه اینکه مباحث معنویت را به سمت و سوی حفظیات و بحث های کلیشه ای ببریم . در حوزه معنویت واقعا در یک نگاه معرفت شناختی ، جای گفت و گوی فراوان است. به دلیل اینکه بعضی از دانشجویان ما در آموزه های نفس و روح و نظایر آن، کاملا پوزتیویستی نگاه می کنند و در واقع در اصل پذیرش اهمیت بحث معنویت ، دچار شبهات و سوالات هستند. به این دلیل خواستیم در قدم اول؛ سمت و سوی ما، محتویات علمی و فنی باشد و در موضع دفاع از ضرورت اشراب معنویت و سلامت معنوی در حوزه مختلف حیات ، یک کار معرفتی و آموزشی بکنیم. این قدم، مقدمه و دالانی است برای بحث های اساسی که سلامت معنوی به عنوان یک درس مطلوب دروس معارف و نه یک بحث حاشیه ای و جنبی باشد.
آقای دکتر غلامی، از خانم ایوبی دعوت کردند تا در مسأله اشراب سلامت معنوی در درس آیین زندگی ، ایراد سخن کنند. سرکار خانم ایوبی ، از نویستدگان کتاب « پایان یا آغاز » گفتند: در مساله تغییر در شیوه ارائه محتوای معارف، نکته ای به ذهنم رسید. در بررسی هایی که داشتم اتفاقا هم اقبال نسبت به طرح ولایت از سمت دانشجویان زیاد است و هم مورد تایید مقام معظم رهبری است. طرح ولایت هم این ادعا را دارد که مباحثی که دارد ارائه می شود نظام مند است. به نظر می رسد در کنار تغییری که در روش اتفاق می افتد، قطعا محتوا هم نیازمند بازنگری است. گروهی که قراراست کار انجام دهد شاید بد نباشد که این مباحث را هم ببینند و بررسی شود اگر کارهای مشابهی انجام می شود، آنها هم دیده شود. اما راجع به بحث سلامت معنوی، درسنامه ای که مدنظر بوده ، با رویکرد دیگری و برای مخاطب دیگری(مراقب معنوی) ، تدوین می شده است. حال با توجه به اینکه سه نمره هم برای مبحث، تعریف شده است، با دوستان بررسی کنیم اگر اضافات یا اصلاحاتی باید صورت بگیرد، تا پایان تعطیلات نوروز ؛ درسنامه ای را به عنوان هدف کوتاه مدت، ارائه می کنیم . اما در بلند مدت ، کتاب آیین زندگی را و با رویکرد غنی سازی _ که دغدغه حضرتعالی است_ مدنظر قرار خواهیم داد. و همین جا، همکاری دفتر نهاد در کارهای پژوهشی و ارائه روش، همکاری دفتر نهاد را خدمت شما اعلام می کنم.
در پایان نشست، سرکار خانم طاهری، از نویستدگان کتاب « پایان یا آغاز » نیز از اساتید محترم درس آیین زندگی تقاضای موکد کردند که نقطه نظرات اصلاحی خود را در خصوص متن مذکور، ارائه فرمایند.
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین







