بسم الله الرحمن الرحیم
آقای دکتر غلامی، مدیر مرکز پژوهش های بین رشته ای علوم سلامت و معارف اسلامی، ضمن تشکر از ریاست محترم دانشکده پزشکی که علیرغم مشغله های متعدد، وقتی را بابت این گفت وگو اختصاص دادند؛ در بیان پیشینه سلامت معنوی و اهمیت آن گفتند: در نشست سی و هفتم اجلاس سازمان بهداشت جهانی، بُعد چهارمی از سلامت مطرح شد به نام سلامت معنوی. این بحث در قرائت و نگرش غربی و اروپایی اش مطرح بوده و اخیرا در بین اندیشمندان کشورمان این موضوع دوباره مطرح شده است. خصوصا در یک سال گذشته توجه به این مقوله از سوی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی به عنوان یک سیاست راهبردی در توسعه سلامت معنوی در دانشگاه ها مطالبه شده است. لطفا بفرمایید برداشت مفهومی شما از سلامت معنوی چیست؟
آقای دکتر ادراکی گفتند: در شرایط فعلی و در قرن حاضر یکی از گمشده های انسان و یکی از نیازهای او معنویت است به نظر می رسد انسان در طول زمان خلقتش محتاج بوده که به موضوعات متعالی و ماورایی معتقد باشد و ارتباط خودش را با جنبه های غیر مادی زندگی خود و دنیا پیوند بزند. برداشت من از سلامت معنوی این است که انسانها بتوانند با جنبه های ماورایی و متافیزیکی خودشان پیوند برقرار کنند. این سوال مطرح است که امروزه با توجه به اینکه انسان، مورد تاخت و تاز مشکلات و مسائل قرار دارد و مشکلات به انسان هجوم آورده اند و از هر طرف یک سری اطلاعات به ذهن بشریت القاء می شود؛ چطور می تواند سلامت معنوی خودش را و بهترین مسیری که منجر به سلامت معنوی شود را پیدا کند. گاهی کم خطرتر ترین راه، نزدیک ترین مسیر نیست و پیمودن این جاده زندگی با حفظ اررشها اهمیت دارد و بنابراین لازم است انسان به موضوعات مرتبط با سلامت معنوی دسترسی پیدا کند و این مسأله اهمیت زیادی دارد.
در زمان ما مشکلات فراوانی نظیر خودکشی در افرادی با پایگاههای اجتماعی و اقتصادی مختلف وجود دارد که ممکن است با تقویت سلامت معنوی بتوانیم آنها را کاهش دهیم. در جامعه ایران، بنا به گزارش مرکز مطالعات مجلس شورای اسلامی، حدود6 درصد افراد شاغل بخاطر کرونا ، شغل خود را از دست داده اند. همچنین مسائل تحریم، منجر شده درآمدها کم شود و مسائل زیادی در خانواده ها پیش آمده بنابراین این ضرورت به ذهن می رسد که بیشتر از قبل به سلامت معنوی بپردازیم تا در تقویت روحیه افراد موثر باشد و دربازیابی رفتارهای افراد موثر باشد، و در موضوعات اجتماعی که افراد با آن سر وکار دارند بتواند آنها را در مواقع خطر حفظ کند.
و اما درباره ارتباط آموزش پزشکی با توسعه سلامت معنوی باید عرض کنم که آموزش پزشکی، یعنی آموزش آناتومی و فیزیولوژی و سایر علوم مربط با پزشکی در شخصیت انسان تاثیر مثبت دارد چون یک فرد عالم و دانشمند حس می کند از نادانی ها دارد خارج می شود و به سوی دانایی گام بر میدارد.
اما با توجه به مفهوم سلامت معنوی باید ببینیم که این علم پزشکی از منظر غیر مادی در چه مسیری حرکت می کند و انسان را به چه مسیری هدایت می کند؟ مسیری که فقط به سمت و سوی مادیات باشد یا اینکه نه، طبع انسان را بلند می کند و مناعت طبع به انسان بدهد که یک پزشک بتواند در کوران حوادث و مشکلات، مسائل را بهتر درک کند و یا اینکه جنبه های غیر مادی و روانی یک پزشک را بتواند حفظ و تقویت کند.
به نظر من پزشکی صرف، در این زمینه نمی تواند به خوبی کمک کند بلکه باید علوم دیگری به کمک این علم بیایند، این علوم ممکن است علوم انسانی یا روان شناسی و روان پزشکی باشد یا علوم ماوراء الطبیعی باشند . تا بتوانند کلیت ذهن انسان را به سمت سلامت معنوی سوق دهند .
آقای دکتر غلامی گفتند: سوال را یک بار دیگر مرور می کنیم؛ تجربه شما به عنوان عنصری که بیش از بیست سال از عمر شریفتان را در دانشگاه پزشکی و در شأن استادی و در موقعیت پزشکی سپری کردید، چه می گوید: متون درسی و آموزشی، رویکرد آموزشی پزشکی مدرن و موجود در دانشگاه آیا نسبتی با بحث سلامت معنوی دارد؟ آیا متناظر به این بحث، آموزشی داده می شود؟ یا اصولا نوعی خلأ وجود دارد و نظام موجود آموزش پزشکی و رویکرد درسی، فاقد توجه به اهمیت سلامت معنوی است؟
حقیقت این است که این اتفاق افتاده و مبحث سلامت معنوی، برای دانشجوها در دروس عمومی اعم از دروس ادبیات فارسی و معارف اسلامی، مدنظر قرار گرفته است اما اینکه چقدر کارآیی داشته بحث دیگری است و همچنین برای اساتید نیز دوره هایی بعنوان فلوشیپ فرهنگی برگزار می شود.
اما اینکه چقدر توانسته افراد را به سمت سلامت معنوی سوق دهد بحث دیگری است. البته بطور مشخص، دانشکده پزشکی و اعضای آن بر مردم جامعه خود تاثیر دارند، اما تاثیر موضوعات اجتماعی وسیاسی بر دانشکده پزشکی و دانشجویان و اعضای هیات علمی را هم باید در نظر گرفت و این تاثیرها دو سویه است.
و البته نمی شود حدس زد که اگر این مباحث آموزشی معنوی نبود جامعه امروز ما به چه صورتی بود.
آقای دکتر غلامی در ادامه گفتند: دانشگاه های اروپایی و امریکایی بالای صد وده دپارتمان ویژه، انحصارا و به صورت مستقل در حوزه سلامت معنوی، تأسیس کرده اند و به صرف استناد به بحث های علوم انسانی و اخلاقی یا معرفتی یا اجتماعی که در همه دانشگاه ها متعارف است، اکتفا نکرده اند. در این دانشگاه ها الزامات و نیازهای آموزشی، تدریسی و فعالیت های پژوهشی سلامت معنوی در نظر گرفته شده است. به نظر جنابعالی کاری که در در دانشگاههای غرب و اروپا انجام گرفته در تقویت بحث سلامت معنوی کافی است یا شیوه ای که ما در پیش روگرفته ایم؛ از قبیل برگزاری فلوشیپ ها تا ذهن اساتید و دانشجویان به اهمیت سلامت معنوی سوق دهیم. جمع بندی شما چیست؟
آقای دکتر ادراکی در پاسخ گفتند: البته دپارتمان ها تأثیر خودشان را اعمال می کنند. اما در آن کشورها تا حدودی بیان مطالب و احساسات نسبت به کشور ما آزادانه تر است و این منجر می شود که مسائلی در آنجا به اسم سلامت معنوی وجود داشته باشد که مدنظر ما نباشد. مطالبی که ما برای سلامت معنوی تدریس می کنیم کاملا به صورت دولتی است و موضوعاتی است که قرار است عین همان مطالب تدریس شود. بیان بعضی از موضوعات در کشور ما متفاوت و سخت تر است و شاید به همان نسبت که دستوری و دولتی هستند، اثر کمتری داشته باشند، چنانچه آموزه های معنوی ما بر جوان های ما تأثیر مورد نظر را نگذاشته اند و بنظر من باید به این سمت پیش برویم که این مسائل آزادانه تر باشد تا اقبال بیشتری به آنها صورت بگیرد.
آقای دکتر غلامی گفتند: سوال بعد درباره موانع سلامت معنوی است. از دیدگاه شما چه اموری مانع سلامت معنوی اند؟
آقای دکتر ادراکی گفتند: موانع تاثیر سلامت معنوی در دنیا وجود دارند: مانند تبلیغات پرحجمی که بر خلاف سلامت معنوی در دنیا انجام می شود و ما نمی توانیم بصورت موثر با آنها رقابت داشته باشیم .
موضوع دیگر این است که اگر مباحث سلامت معنوی دولتی و کانالیزه شوند و بعضی از افراد کمی از آن مسیر منحرف شوند و به آنها انگ و مارک مخالفت با این مباحث بخورد این خودش منجر طرد شدن مردم می شود . خواهند گفت: زوری نیست و ما نمی خواهیم حتما به بهشتی برویم که شما می خواهید . بهشت من با شما متفاوت است . باید بپذیریم که محیط فکری ما با جوانها تفاوت دارد . میزان آگاهی و اطلاعات آنها بسیار زیاد است و افراد به راحتی با فضاهای مجازی مثل واتس اپ و اینستاگرام و ماهواره می توانند ارتباط برقرار کنند. بنابراین یکی از موانع توسعه معنوی این است که دایره سلامت معنوی را تنگ بگیریم که منجر به دلزدگی خواهد شد و باعث می شود افراد در دایره تعریف ما جا نگیرند. انتقال مباحث معنوی به شرطی در طولانی مدت تاثیرگذار است که مخاطبین احساس اجبار نکنند.
من واقعا نمی دانم باید چه کرد تا دانشجو و استاد را بیش از پیش به سمت سلامت معنوی سوق دهیم؟ نهادینه کردن سلامت و روحیات معنوی برای یک دانشجو یا یک استاد دانشگاه سخت است. وقتی که شرایط مالی و اقتصادی جامعه مشکلات مادی را بر افراد تحمیل می کند و دانشجویان در تامین نیازهای اولیه اقتصادی خود ناتوان هستند، به سختی می شود در مورد نیازهای معنوی آنها سخن گفت. در مجموع، این واقعیت ها فقط با کلاس و درس و روش هایی که تا بحال داشتیم به نتیجه مطلوب نمی رسد .
آقای دکتر غلامی گفتند: شما معتقدید سطوح مختلف دانشگاه، موانع متنوعی در سلامت معنوی دارد و بایستی به استناد وضعیت استاد، دانشجو، کارکنان، حتی مریض و همراه مریض، با یک نگاه عمیق و دقیقی، موانع را شناسایی و طبقه بندی کرد و نمی شود یک نسخه پیچید تا همه از آن منتفع شوند. بلکه باید به استناد گروه های مختلف ، راهکارهای مختلف و مناسب در جهت مقابله با موانع داشت و در راهکارهای توسعه هم باید قطعا تفکیکی عمل شود.
نکته پنجم آن است که به نظر شما، نقطه آغاز گفتمان سازی سلامت معنوی کجاست و پیشنهاد شما چیست؟
دکتر ادراکی گفتند: نقطه آغاز افزایش سلامت معنوی سال های سال است که در کشور ما شروع شده و چون به نتیجه ای که می خواهیم نرسیدیم معلوم است روش ها مناسب نبوده اند. باید از اساتید و دانشجو و کارکنان و مردم سوال کنیم و باید ببینیم اینها چه می خواهند و خواسته های آنها شاید با خواسته های مورد نظر ما متفاوت باشد . مثلا دستیار ما می گوید من می خواهم از این کشور بروم و با چیزهایی که می گویی مخالفم و این را صراحتا می گویند و تعارفی هم ندارند. لذا بسیاری از مردم امید به آینده ای روشن ندارند. بنابراین اول باید ببینیم نیاز اینها چیست و آنچه می خواهند و آیا ما می توانیم فراهم کنیم؟ این کار حتما باید انجام شود باید ببینیم اینها در چه فکری هستند اگر می خواهیم مسیر اینها را تغییر دهیم ، باید با آنها صحبت کنیم و آزادانه درخواستهای آنها را بشنویم و جو را آزادتر کنیم تا در محیطی راحت نظراتشان را بگویند و بتوانند خودشان برای آینده خودشان برنامه ریزی کنند.
و البته ما هم باید مطالب خودمان را ارائه کنیم و اصرار کنیم و از اصرار کردن بر عقایدمان نباید دست بکشیم و نباید احساس ناخوشایندی داشته باشیم.







